گرفتن تكليف بر فعل است و چنين امرى ، اولا خلاف فرض است ثانيا مطلوب ( ما و ناقض خصم ) مىباشد و ثالثا مستلزم تكرار است . « 1 »
شرايط تكليف
اماميه بر آنند كه شرايط تكليف شش امر است .
1 . وجود مكلف ، زيرا تكليف به معدوم ناممكن و محال است . ضرورت گواهى مىدهد كه فرمان دادن به جماد ، امرى قبيح ( مخالف عقل ) است در حالى كه جماد به انسان ، از معدوم به انسان نزديكتر است . نيز ضرورت شاهد است كه اگر مردى در خانه خود به تنهايى نشسته باشد و آهنگ خريدن بردگانى را داشته باشد و به آنها - در حالى كه موجود نيستند - فرمان دهد ، عمل او دور از خرد است ، با آنكه نسبت چنين بردگان مفروضى به انسان موجود ، نزديكتر از معدوم به موجود است .
اشاعره در اين امر مخالفت ورزيدهاند و تكليف به معدوم ، سخن گفتن با او و خبر دادن « 2 » از وى را جايز شمردهاند . يعنى خداوند در ازل فرموده است : « اى مردم پروردگارتان را بپرستيد . » « 3 » در حالى كه كسى وجود ندارد و مىفرمايد : « ما نوح را به پيامبرى فرستاديم . » « 4 » ولى نوح در ميان نيست .
اين رأى سركشى در برابر ضرورت و بداهت است .
2 . عاقل بودن مكلف ، تكليف به كودك شيرخوار و ديوانه ( با جنون دائم ) صحيح نيست .
هامش
( 1 ) . مستلزم تكرار است زيرا بر اساس اصل ، تكليف بايد توأم با فعل باشد و بر مبناى فرض استدلال ، تكليف قبل از فعل است ، پس افزون بر اشكالهاى مذكور ، تكرار تكليف نيز لازم مىآيد . ( م )
( 2 ) . اشاعره گفتهاند : اراده خدا قديم و ازلى و متعلق به هر مرادى است كه از آن جمله تكليف و اعمال بندگان است . نيز گفتهاند كه او از ازل امر و نهى مىكرده است در حالى كه به اجماع مسلمين و اهل شريعت مكلفين در ازل وجود نداشتهاند .
( 3 ) . بقره : 21 .
( 4 ) . نوح : 1 .