برخى از آنها گفتهاند ، كسب اين است كه بنده تصميم به ايجاد فعلى مىگيرد و خداوند آن را به وجود مىآورد يا چنين تصميمى نمىگيرد و خداوند فعل را ايجاد نمىكند .
عادت خداوند بر اين قرار يافته كه پس از گزينش بنده ، فعل را - به حسب گزينش او - ايجاد كند .
نظر دوّم در ماهيت كسب اين است كه خداوند فعل را ايجاد مىكند بىآنكه بنده در آن تأثيرى داشته باشد ، اصل فعل از خداست اما انسان در وصف فعل ( طاعت يا معصيت بودن آن ) مؤثر است . اينكه فعل طاعت يا معصيت باشد از بنده است .
رأى سوم آن است كه كسب ، دركشدنى نيست و با خرد دريافته نمىشود اما از سوى بندگان تحقق مىيابد . « 1 » اين پاسخها بىاعتبار است و بر هر سه تفسير اشكال وارد است :
تفسير نخست : نخستين اعتراض اين است كه گزينش و ارادهء عمل از جمله اعمال است و اگر صدور آنها از انسان جايز باشد صدور اصل فعل نيز جايز است ، چه تفاوتى وجود دارد ؟ چه ضرورتى براى اين محال انديشىها است . تا همه زشتيها را به خدا نسبت دهيم ؟
دليل دوم اينكه اگر سخن آنها صحيح باشد در گزينش نيز صادق است و انسان نمىتواند چيزى را برگزيند و انتخاب نيز از سوى خداست . اما اگر استدلال صحيح نيست نمىتوان از آن سود جست .
اشكال سوم اين است كه اگر گزينش بنده سبب وقوع فعل مىشود ، پديد آورنده فعل ، كسى است كه گزينش مىكند . او يا انسان است يا خداوند ؛ پس واسطهاى به نام كسب ، بىمعنا است .
هامش
( 1 ) . الملل و النحل ، ج 1 ، ص 97 ، الفصل ابن حزم ، ج 3 ، ص 81 ، حاشيه كستلى بر شرح عقايد ، ص 117 ، و كتابهاى ديگر كلامى .