اجماع امت اسلام بر وجوب رضايت به قضاى الهى است . اگر كفر به قضاى خدا باشد ، بايد به آن رضايت داشت و رضايت به كفر به اجماع حرام است . پس درمىيابيم كه كفر فعل خداوند نيست .
پاسخ به شبهات اشعريان
اشاعره براى اثبات مدعاى خود دو دليل آوردهاند و آن دو را بهترين استدلالهاى خويش دانستهاند اما لازمه آن استدلالها ، خروج از دين است . ما آن دلايل را بيان مىكنيم و آشكار خواهيم كرد كه مفاد آنها خروج از شريعت مصطفوى است .
1 . اگر بنده به قدرت و اختيار ، فاعل چيزى باشد يا توان ترك آن را دارد ، يا چنين قدرتى ندارد . در فرض دوم جبر پديد مىآيد زيرا فاعلى كه قادر به ترك عمل نباشد مجبور است . همان گونه كه آتش قادر به ترك سوزندگى نيست . در فرض اول ، فعل در حالت ايجاد ، داراى مرجح هست يا نيست ؟ اگر نباشد ترجيح بلا مرجح لازم است زيرا ممكن در نفس الامر ، نسبت به دو طرف برابر است و قادر نيز ( در حالت تساوى است ) و اگر قادرى كه ايجادكننده فعل است بدون مرجح ، جانب انجام و ايجاد را برگزيند ترجيح بلا مرجح « 1 » صورت مىگيرد .
اما اگر ترجيحى در ميان باشد و به حد وجوب نرسد حصول مرجوح با تحقق رجحان ، ممكن است و اين امر محال خواهد بود . دليل محال بودن آن اين است كه واقع شدن يك طرف در حالت تساوى ، ممتنع بود پس چگونه در حال مرجوحيت ، ممكن باشد ؟ دليل ديگر اينكه تحقق مرجوح با قيد رجحان ، ممكن است و زمانى را براى وقوع آن در نظر مىگيريم ، زمان ديگرى را نيز براى وقوع راجح ، اعتبار مىكنيم ترجيح يكى از
هامش
( 1 ) . ترجيح بلا مرجح آن است كه فاعل از ميان دو ممكنى كه از هر حيث با يك ديگر برابر هستند ، يكى را ايجاد كند و اين امر به ضرورت عقلى محال است ؛ امّا برخى از متكلمان من جمله خود اشاعره آن را جايز مىدانند . ( م )