تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
عمل زشتى بجا مىآورد يا نادان است و يا نيازمند ، با آنكه اشعريان آن شخص را فاعل راستين نمىدانند پس انتساب حق به اين صفات اولى از آن شخص خواهد بود . ق ) محذور ديگر ، نسبت ظلم به خداوند است زيرا عمل يا فقط از بنده صادر مىشود يا تنها از خدا يا به مشاركت هر دو ، به گونه‌اى كه هيچ يك به استقلال نتوانند فعل را بجاى آورند . فرض اول مطلوب ماست . صورت دوم ستم است زيرا آفريدن كفر و عذاب كردن كسى كه اثرى در پديد آوردن آن نداشته بالاترين ظلم است . احتمال سوم نيز ظلمى ديگر است زيرا خداوند با بنده در فعل شريك است پس چگونه شريك خود را در عملى كه با هم انجام داده‌اند مؤاخذه مىكند و خويش را برى مىدارد ؟ حال آنكه بنده ناتوانش عملى چون عمل خود او انجام داده است . وانگهى در اين فرض عجز الهى لازم مىآيد زيرا خداوند خود نمىتوانسته عملى انجام دهد بلكه نيازمند يارى ديگرى شده است . نكته ديگر اينكه فرض اخير مستلزم اثبات مطلوب نيز هست زيرا اگر بنده مىتواند در فعل مؤثر باشد جايز است تمام فعل را به او نسبت دهند . پس چه ضرورتى است كه به اين محالات تن دهيم و جز آنكه به رأى و خواست خويش خداوند را به اين صفات زشت متصف سازيم چه چيزى دليل و عامل اين امر است ؟ ر ) مخالفت با قرآن ، روايات متواتر ، اجماع و دلايل عقلى نيز از لوازم جبرگرايى است . قرآن آكنده از آياتى است كه اعمال را به بندگان نسبت مىدهند و پيشتر برخى از آنها بيان شد . برخى ديگر از آنها : « در خور تعظيم است خداوند ، آن بهترين آفرينندگان . » « 1 » اگر خالقى جز خدا نباشد چگونه آيه صحيح است ؟ ، « هر كس توبه كند و
هامش
( 1 ) . مؤمنون : 14 .