تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
نسبت دهد ؟ با آنكه اگر به شخصى از ما بگويند تو بردهء خويش را در بند كرده‌اى و او را به سبب بيرون نرفتن و انجام ندادن كارهايت شكنجه مىكنى ، سخن ما را دروغ مىخواند و از اين عمل بيزارى مىجويد پس چگونه آن را به خداوند نسبت مىدهند ؟

امتناع تكليف بيشتر از قدرت

اماميه معتقدند حكمت الهى مانع از آن است كه خداوند به بنده تكليفى كند كه توانايى انجام آن را نداشته باشد و چيزى از او بخواهد كه انجامش براى وى ممتنع است مثلا شخصى را به پرواز در هوا ، جمع دو ضد ، بودن همزمان در مغرب و مشرق ، زنده گردانيدن مردگان ، باز گرداندن آدم و نوح ، اعاده ديروز ، وارد ساختن كوه قاف به چشمه سوزن ، نوشيدن آب دجله به يك نفس ، فرو افكندن ماه و خورشيد بر زمين و مانند اين محالات ذاتى ، فرمان دهد . اشاعره بر آن شده‌اند كه خداوند بندگان را جز به امورى كه توان انجام آن را ندارند فرمان نمىدهد . « 1 » با اين انديشه ، به مخالفت نقل و عقل برخاسته‌اند . نقل گواه قبح و زشتى اين عمل ( و بطلان رأى ايشان ) است . خداوند مىفرمايد : « پروردگار هيچ كس را جز به اندازهء طاقتش مكلف نمىكند . » « 2 » ، « پروردگار تو به بندگان ستم روا نمىدارد . » « 3 » ، « آن روز ستمى نيست . » « 4 » و « پروردگار تو به كسى ستم نمىكند . » « 5 » . ظلم ، زيان رسانيدن به كسى است كه سزاوار چنين زيانى نيست و چه آسيبى بزرگتر از اين است كه خداوند چنين تكاليفى كند ؟ پيراسته باد پروردگار از اين نسبتها .
هامش
( 1 ) . الملل و النحل ، ج 1 ، ص 96 ، التفسير الكبير ، ج 7 ، ص 140 ، روح المعانى ، ج 7 ، ص 60 . ( 2 ) . بقره : 286 . ( 3 ) . فصلت : 46 . ( 4 ) . غافر : 17 . ( 5 ) . كهف : 49 .