مطلب پنجم :
خداوند طاعتها را دوست دارد و از گناهان بيزار است .
اين مذهب و انديشه اماميه است . ايشان برآنند كه خداوند طاعت را اراده كرده است ، خواه انجام شود يا نشود ؛ و گناهان خواه واقع شوند و خواه نشوند مورد اراده او نيستند . اشاعره با حكم عقل و نقل مخالفت كردهاند و پنداشتهاند خداوند هر موجودى را اراده كرده است خواه طاعت باشد و خواه معصيت و خواه به آن فرمان داده باشد يا نهى كرده باشد . بر اين اساس همه گناهان مانند شرك ، ظلم ، ستم ، تجاوز و هر شرى ، مورد اراده و خواست خدا بوده است . برخى از اشعريان گفتهاند ، خداوند دوستدار گناهان است و هر طاعتى كه كافران بجا نياوردهاند نزد خدا منفور بوده و آن را اراده ننموده ؛ به ديگر سخن پروردگار به آنچه نمىخواسته فرمان داده و از آنچه مىخواسته بازداشته است . پس كافر در كفر خود به فرمان حق عمل كرده و ايمانى را كه خدا دوست نداشته ترك گفته است . « 1 »
از اين رأى امور محالى لازم مىآيد :
الف ) نسبت قبيح به خداوند ، زيرا اراده قبيح ، قبيح است و كراهت حسن ، نيز قبيح است و ما پيشتر بيان داشتيم كه خداوند از هر زشتى پيراسته است .
ب ) عصيانگر با سركشى خود ، مطيع محسوب شود زيرا او اراده الهى را پديد آورده و به خواست او عمل نموده است . « 2 »
ج ) خداوند به ناخواست خود امر كرده باشد ، زيرا كافر را به ايمان فرمان داده ولى چون ايمان كافر موجود نشده است ، پس ايمان او مكروه خداوند بوده است ؛ و خداوند به آنچه مكروه او بوده فرمان داده است . همچنين از آنچه مىخواسته نهى كرده است
هامش
( 1 ) . شرح العقائد و حاشيه كستلى ، ص 112 ، الفصل ابن حزم ، ج 3 ، ص 142 ، الملل و النحل ، ج 1 ، ص 96 .
( 2 ) . چون به رأى اشاعره ، آنچه موجود است مورد اراده خداوند بوده است و آنچه موجود نگشته ، نبوده است ، پس عصيان سركشان كه موجود است به اراده خدا خواهد بود . ( م )