تأمل و فرمان خرد بشنود تا در حلقه كسانى درآيد كه خداوند آنها را چنين وصف كرده است : « پس بندگان مرا بشارت ده آن كسانى كه به سخن گوش مىدهند و از بهترين آن پيروى مىكنند . ايشانند كسانى كه خدا هدايتشان كرده است و اينان خردمندانند . » « 1 » او خويش را در شمار آن قوم نياورد كه خداوند در باره آنها فرمود :
« كافران گويند : اى پروردگار ما آن دو تن را از جن و انس كه ما را گمراه كردند به ما بنمايان تا پاى بر سر آنها نهيم تا از ما فروتر روند . » « 2 » مقلد نمىتواند كوتاهى عمر را بهانه كند زيرا عمر براى انديشه بسيار است و نيامدن راهنمايان نيز عذر خواه او نخواهد بود كه پيامبران فراوان آمدند و امامان پياپى و دانشمندان بسيار .
و ) از لوازم انديشه اشعريان آن است كه شكنجه فرمانبردارترين بندگان را بر خداوند جايز مىدانند ، بدانسان كه پاداش بخشيدن به سركشترين خلق را . پس رواست كه حق ، پيامبر را به انواع عذاب بيازارد و فرعون را به هر گونه نعمت بهرهمند كند زيرا خدايى كه در فعلش غايت و غرض نيست و در انجام و تركش حسن و قبحى وجود ندارد تفاوتى ميان پيامبر و شيطان نخواهد نهاد . او مطيع را به اطاعتش پاداش نمىبخشد و عاصى را به عصيانش نمىآزارد . اگر اطاعت و عصيان را تهى از حسن و قبح در نظر آوريم ، نه پاداش براى اطاعت اولى است و نه عذاب براى عصيان .
آيا فرزانهاى كه از پروردگار و عذاب او مىهراسد به چنين عقايد باطلى در باره حق ، باور دارد ؟ با آنكه اگر به هر يك از ما چنين نسبت دهند كه خوبى را به زشتى و بدى را به نيكى پاسخ مىدهيم ، گوينده را به ناسزا از خود مىرانيم پس چگونه آنچه را كه بر فروترين بندگان روا نمىدانيم بر خداوند جايز مىشماريم ؟
هامش
( 1 ) . زمر : 18 .
( 2 ) . فصلت : 29 .