تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
( 1 ) نيز از جمله ثروتمندان صحابه ، عمرو بن عاص است كه تاكستانى در طائف داشت با يك ميليون چوب ( براى برپا داشتن رز ) ، هر چوب به قيمت يك درهم نصب شده بود . خود حساب كنيد محصول انگورش چقدر مىشود ؟ همو خانه‌اى داشت معروف به داربنى احيحه و خانه‌اى معروف به مارستان ( ابن عساكر ) . بعضى معاصران گفته‌اند : ثروتى كه براى عمرو عاص ذكر شده ، عقل‌پذير نيست . ( 2 ) نيز از جمله ثروتمندان ، عمرو بن حريث مخزومى است كه احوالش در التهذيب آمده است . پيغمبر ( ص ) دست بر سرش كشيد و او را دعا كرد كه كسبش بركت يابد . پس مال بسيارى به دست آورد و از ثروتمندان شد و نخستين قرشى بود كه در كوفه خانه گرفت و از طرف بنى اميه ، حكومت كوفه يافت . ( 3 ) در احوال حويطب بن عبد العزى در الاصابه آمده است كه پيغمبر ( ص ) از او چهل هزار ( درهم ) وام گرفته بود . او در مدينه منزل كرد و خانه مكه‌اش را به معاويه به چهل هزار دينار فروخت . بعضى گفتند : اين پول زيادى است ، گفت : براى كسى كه پنج تن عائله دارد ، زياد نيست . مؤلف گويد : همين نشان مىدهد صحابه براى خانهء خود چه مصارفى داشته‌اند . در طبقات ابن سعد « 1 » از سفيان بن ربيع نقل شده كه با جماعتى از پارسيان بصره راهى مكه شدم و گفتم : كاش مردى از صحابه را مىديدم . مرا نزد عبد اللّه بن عمرو عاص راهنمايى كردند ، به منزلش رفتيم . تقريبا سيصد شتر ماده آنجا بود كه گفتند : عبد اللّه بر پشت همه اينها حج گزارده است ( يعنى خودش و اطرافيانش ) . نيز از جمله توانگران صحابه ، انس بن مالك ، خادم پيغمبر ( ص ) است كه به قول ابن سعد در طبقات از جمله حريصان بود . بوصيرى در قصيدهء همزيه ، در مدح صحابه گويد :
اغنياء نزاهة فقراء * علماء ائمة امراء
( 4 ) ابن حجر در شرح آن گفته است : آنها خزانه‌دار خدا بودند و مال را براى مصارف شرعى مىخواستند ، نه براى فخر و دنيا دوستى ؛ چنان كه عبد الرحمن بن عوف سى هزار برده آزاد نمود ( ! ) و همو با عثمان در جنگ تبوك انفاقى كردند كه عقل مات مىشود ( ! ) . زبير يك هزار مملوك داشت كه سهمى از كاركرد خود را به او مىدادند ، اما ( از بخشش فراوان ) وقتى مرد ، قرض بسيار داشت . نيز اينكه عبد الرحمن ، ربع يك هشتم مالش هشتاد هزار دينار بود ، منافاتى با آن ندارد كه او خزانه‌دار خدا بوده باشد ؛ زيرا معناى خرج در راه خدا اين نيست كه هر چه
هامش
( 1 ) . ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 4 ، ص 2 .