هشام بن عروه گويد : ما ترك زبير پنجاه و يك ميليون يا پنجاه و دو ميليون ( درهم ) بود . عروه گويد : زبير در ( پايتخت ) مصر چند كوچه ، و در اسكندريه چند كوچه ، و در كوفه چند كوچه ، و در بصره چند خانه داشت و از اطراف مدينه ، غلات براى او مىآوردند . در كشاف آمده است كه از ابن مسعود نود هزار دينار باقى ماند ، به جز بردگان و چهار پايان .
( 1 ) مسعودى در مروج الذهب آورده است كه حاصل طلحه از عراق ، روزى هزار دينار و از ناحيه سراة بيش از اين بود . در طبقات ابن سعد آمده است كه در عراق بين چهار صد تا پانصد هزار ( درهم ) و از سراة كما بيش ده هزار دينار در آمد داشت و در اطراف مدينه ، محصول بسيار براى او مىآمد . نيز از بنى تميم عائلهمندى نبود كه طلحه كفايتش نكند يا بيوههايش را شوهر ندهد و قرض مقروضان را ادا ننمايد . او هر سال موقع محصول ، ده هزار ( درهم ؟ ) براى عايشه مىفرستاد و سى هزار درهم قرض صبيحه تميمى را پرداخت .
( 2 ) در طبقات آمده است طلحه انگشترى طلا با نگين ياقوت داشت . نيز در طبقات از عمرو عاص نقل شده كه از طلحه يكصد پوست گاو به جاى ماند ، هر پوستى محتوى سه قنطار طلا . « 1 » نيز مسعودى مىگويد : در سر طويلهء عبد الرحمن بن عوف يك هزار اسب ، يك هزار شتر و ده هزار گوسفند بود و ربع ميراث او ، هشتاد و چهار هزار ( دينار ) شد . از زيد بن ثابت آن قدر طلا و نقره باقى ماند كه با تبر قطعهقطعه مىكردند ، به جز املاكى به ارزش يك صد هزار دينار . زبير در بصره ، مصر ، اسكندريه و كوفه خانه ساخت . طلحه ، خانهاى در كوفه و خانهاى در مدينه با گچ و آجر و چوب ساج ( هندى ) ساخت . سعد بن ابى وقاص خانهاى در عقيق ( بيرون مدينه ) ساخت با سقف بلند و فضاى وسيع كه لب بامش كنگرهدار بود . خانه مقداد در مدينه از درون و بيرون گچاندوده بود .
( 3 ) در تاريخ ابن عساكر آمده است : شورشگران بر عثمان ، اموالش را در روز قتلش به تاراج بردند و آن سه ميليون و پانصد هزار درهم بود . در الاصابه از ابن الكلبى نقل شده كه حمزة بن ايفع همدانى ، در زمان عمر به شام مهاجرت كرد . او چهار هزار برده داشت كه همه را آزاد نمود . در مسند احمد آمده كه روزى عايشه در خانه نشسته بود ، صدايى شنيد ، پرسيد : اين چيست ؟ گفتند : كاروان عبد الرحمن بن عوف است از شام مىرسد و همه چيز مىآورد و مدينه تكان مىخورد . آوردهاند عبد الرحمن همه آن بار و بنه را در راه خدا داد ( چون عايشه روايت كرده بود كه پيغمبر ( ص ) فرمود عبد الرحمن بن عوف به سوى بهشت مىپرد ) .
هامش
( 1 ) . قنطار ، يك پوست گاو پر از طلا را گويند ، م .