جرير بن عبد اللّه روايت است : از زمانى كه مسلمان شدم ، هيچگاه نشد كه پيغمبر ( ص ) مرا نپذيرد ، يا بپذيرد و بر رويم تبسّم نكند . ابن سلطان گويد : وجه تبسّم حضرت اين بود كه وى را مظهر جمال و زيبايى كامل مىديده است . طول قد جرير بن عبد اللّه شش ذراع هم قد كوهان شتر ، چهرهاش چون پاره ماه و طول كفشش يك ذراع بود .
از جمله كسانى كه به زيبايى ضرب المثل شد ، دحيه كلبى است كه جبرئيل به صورت او ظاهر مىشد . عجلى در تاريخ ، از عوانة بن الحكم آورده كه زيباترين مردها همان است كه جبرئيل به صورت وى نازل مىشد . ابن قتيبه در غريب الحديث نقل كرده كه هرگاه دحيه به مدينه مىآمد ، همه زنان پردهنشين براى تماشاى او بيرون مىآمدند و مردم به پيشوازش مىرفتند و هر زن حاملهاى او را مىديد ، بچه مىانداخت . در كتاب العمده عينى آمده است كه دحيه براى آنكه زنان مفتونش نشوند ، نقاب بر چهره حركت مىكرد .
( 1 )
هفت برادر صحابى كه گورشان از هم جداست
در درّ السحابه از مسلم روايت كرده است كه از شريفزادگان ، جز فرزندان عباس كسى را نمىشناسم كه از يك مادر و در يك خانه متولد شده باشند و گورهاشان اين چنين دور از هم باشد . عبد اللّه بن عباس در طائف ، عبيد اللّه در مدينه ( يا افريقيه ) ، فضل در اجنادين شام ، معبد و عبد الرحمن در افريقيه ، قثم در سمرقند و كثير در ينبع .
مؤلف گويد : قبر فضل بن عباس هم اكنون در رمله معروف است و من زيارت كردهام .
مادر شش فرزند عباس ( فضل ، عبد اللّه ، عبيد اللّه ، معبد ، قثم و عبد الرحمن ) لبابه الكبرى دختر حارث است كه كنيهاش ام الفضل بود . از عبد اللّه بن يزيد هلالى در طبقات ابن سعد نقل شده است :
ما ولدت نجيبة من فحل * كستّة من بطن ام الفضل
اكرم بها من كهلة و كهل
( 2 )
از صحابه ، آن كه يازده سال از پدرش كوچكتر بود
در درّ السحابه آورده است كه عبد اللّه بن عمرو عاص پيش از پدرش مسلمان شد و يازده سال از پدرش كوچكتر بود ! در الصحيح آمده است كه وى در دوازده سالگى ايمان آورد . بعضى نيز گفتهاند اختلاف سن پدر و پسر دوازده سال بود .