تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
مسلمان شد و به أبو بكر گفت : مرا براى جنگيدن در كنار خودت نگه‌دار و خواهرت را به زنى به من بده . أبو بكر خواهر خود ، امّ فروه را به دو داد . ثعالبى گويد : اشعث صبح روز زفاف شمشير كشيد و هر چهارپايى را ديد از پاى افكند . و هر كسى مشاهده مىكرد ، با خود مىگفت : باز اشعث مرتد شده است ، اما او گفت : اى اهل مدينه ، اگر در سرزمين ما بوديد ، وليمه مىداديم . اما اكنون از اين گوشتها ببريد و ببريد و در قيمت صداقت به خرج دهيد ( كه قيمت چهارپايان را كه كشته‌ام بپردازم ) . پس خانه‌اى در مدينه نماند ، جز اينكه از آن گوشتها خوردند و شبيه عيد قربان شد و مردم مدينه به « وليمهء اشعث » مثال مىزدند . در الاجوبة المهمة شيخ مختار كنتى از منذرى نقل شده كه در وليمهء اشعث ، هزار شتر و گاو و گوسفند و بز قربانى شد . « 1 » ( 1 )

از صحابه ، آن كه به بردبارى ضرب المثل است

در حلم ، به احنف بن قيس تميمى و در زهد به احمد مثل مىزدند . از احنف نقل است كه گفت : من حليم نيستم ، به تكلف مىكوشم حلم بورزم . نووى در التهذيب آورده است كه وقتى قيس نزد پيغمبر ( ص ) آمد ، حضرت فرمود : اين سرور بدويان است . احنف بن قيس گويد : من حلم را از قيس بن عاصم آموختم . روزى او را ديدم بر آستانهء در ايستاده ، دست بر حمايل شمشير با قوم خود حرف مىزد . برادرزاده‌اش را دست بسته آوردند كه پسرش را كشته بود ، به خدا دست از حمايل برنگرفت و سخنش را نبريد . وقتى سخنش را تمام كرد ، رو به برادرزاده نمود و گفت : پسرم ، بد كارى كردى ، نزد پروردگار گنهكار شدى ، قطع رحم كردى و خويشاوند كشتى ، [ گويى ] به خودت تير زدى و از نفرات خود كم كردى . بعد به پسر ديگر خود گفت : برخيز و برادرت را خاك كن ، و يك صد ناقه خون بهاى برادر را نزد مادرت ببر كه او بزرگش كرده بود . جاحظ گويد : در اشعار از حلم لقمان ياد مىكنند و از قيس بن عاصم و معاويه و ديگران نام مىبرند ، اما نام حلم به هيچ كس مثل احنف نمىچسبد ؛ با اين حال ، احنف در بيشتر فتنه‌ها سردسته بود . در بخش سوم الاصابه آمده است كه پيغمبر ( ص ) او را دعا كرد و فرمود : « اللهم اغفر الاحنف » و خود احنف مىگفت : بيش از همه اعمالم به اين كلمه اميدوارم . گويند چون به دو
هامش
( 1 ) . نيز ر . ك : ابن حجر عسقلانى ، الاصابه ، احوال اشعث .
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 378 | عبد الحي الكتاني / عليرضا ذكاوتى قراگزلو