چيره نشد . از قبيصة بن جابر نقل است كه گفت : اگر شهرى هشت در داشته باشد كه جز به مكر نتوان از آن بيرون رفت ، مغيره از هر هشت در بيرون مىرود . در ثمار القلوب آمده است :
زيركى معاويه از همه بيشتر زبانزد شد ، شايد از اين جهت كه زياد ، مغيره و عمرو عاص نيز به دو پيوستند و معاويه هيچ تصميمى بدون مشورت آنها نمىگرفت ؛ پس حكومت ، او را مسلّم شد و زمام امور دنيوى در دست او افتاد و جربزه معاويه و سه رفيقش ضرب المثل گرديد . قيس بن سعد بن عباده و عبد اللّه بن بديل بن ورقاء خزاعى را نيز با اينان ياد مىكنند .
( 1 )
از صحابه ، آنان كه به نيروى دهشتانگيز شناخته شدند
از جمله اصحاب پيغمبر ( ص ) كه به مصر رفت ، قيس بن عباده است كه زاهد و بلند مقام و دلير بود و فرمانش مىبردند . عجوزى به دو گفت : از كمبود موش به تو شكايت مىكنم . قيس گفت : چه نيكو كنايتى آوردى ، خانهاش را پر از گوشت ، روغن ، خرما و نان كنيد . او هميشه خوراكى همراه داشت و مردم را به گوشت و تريد دعوت مىكرد و پدر و جدّش نيز چنين مىكردند .
قيس چنان بلند قامت بود كه وقتى شلوارش را به روم بردند و محاذى بينى بلندقدترين سپاهى رومى گرفتند ، بر زمين ساييده مىشد . آوردهاند پادشاه روم دو مرد را كه يكى قوىترين و ديگرى بلندقامتترين مرد رومى بود ، نزد معاويه فرستاد كه هرگاه كسى در لشكر تو پيدا شد كه بر اين دو سر باشد ، فلان تعداد از اسيران را آزاد مىكنم و اگر نيست ، بيا صلح كنيم . معاويه در برابر آن مرد نيرومند ، محمد بن حنفيه را طلبيد و محمد بن حنفيه در حال نشسته دست خود را به آن رومى داد و رومى هر چه كرد ، نتوانست محمد بن حنفيه را تكان دهد و محمد بن حنفيه در نوبت خود به سرعت وى را از جا كند و به هوا بلند كرد و بر زمين افكند و معاويه شاد شد . شلوار قيس بن سعد بن عباده را هم بر تن رومى بلندقد پوشانيدند ، تا سينهاش رسيد و دنباله آن بر زمين ساييده مىشد و روميان اعتراف كردند كه مغلوب شدهاند .
( 2 )
از صحابه ، آن كه بلندقدتر بود
در اسد الغابه آمده است : عمر چنان بلند قد بود كه گويى سايه بر سر مردم افكنده ، و گويى او سوار است و ديگران پياده . همچنين وقتى عدى بن حاتم سوار بر اسب مىشد ، نزديك بود