بر سر مىنهاد ، به احترام وى ، ديگران آن رنگ عمامه بر سر نمىگذاشتند و ذو التاج لقب يافت ؛ و بسا همين صحيح باشد .
( 1 )
شمشير على ( ع )
در ميان صحابه ، شمشير على ( ع ) به گرهگشايى دشوارىها معروف بود ؛ چنان كه در شعر تغزلى صاحب بن عباد بدان اشاره شده است : سلّ على الامة من طرفه - سيف على بن ابى طالب .
( 2 )
از اصحاب ، آن كه صداى بلند داشت
از پيغمبر ( ص ) روايت است كه فرمود : صداى ابو طلحه در ميدان جنگ بهتر از صد مرد است . در روايت ديگرى آمده كه بهتر از هزار مرد است . در روايت ديگرى هم آمده كه صداى ابو طلحه ، براى مشركان از يك گروه جنگى سختتر است . ابو طلحه ، كنيهء زيد بن سهل انصارى است كه از دلاوران و بزرگان اصحاب ، و تيرانداز بسيار ماهرى بود و دور از واقع نمىنمايد كه يك مرد را در هيبت برابر هزار مرد نهند .
( 3 )
از اصحاب ، آن كه با پاى خود از اسب پيش مىافتاد
در درّ السحابه آمده است كه سلمة بن اكوع ، دلاورى تيرانداز بود و براى جنگ مغرب داخل مصر شد ، و پياده از اسب پيشى مىگرفت .
( 4 )
زيركان نابغه كه بين اصحاب ضرب المثلاند
از ذهبى نقل كردهاند كه أبو بكر و ابو عبيده را زيرك قريش مىناميدند . در الاستيعاب از شعبى نقل شده كه داهيان ( مكاران ) عرب چهار نفرند : معاويه ، عمرو بن عاص ، مغيرة بن شعبه و زياد ؛ معاويه در حلم و شكيبايى ، عمرو در گرهگشايى ، مغيره در فى البداهه نظر دادن ، و زياد در خرد و كلان كارها ( برجستگى داشتند ) . « 1 » آوردهاند قيس بن سعد بن عباده نيز از اين چهار كم نبود ؛ بلكه كرم و فضيلتش افزونتر بود . در در السحابه آمده است كه مغيرة بن شعبه را مغيرة الرأى مىناميدند ، و از شعبى نقل است كه مغيره مىگفت : در تدبير كسى بر من
هامش
( 1 ) . اينها مطالبى است كه از قديم در آثار ادبى سنيان بوده و نقل آنها در اينجا ، به معناى درستى آنها نيست ، م .