كشيد ، مگر آنكه روز آن را راحت گذاشت ، و نبايد آنها را بدون خوراكى حبس و منع از چريدن كرد . نيز نبايد آن قدر شيرش را دوشيد كه بچهاش گرسنه بماند . اينها همه منكر است و بايد نهى نمود و هرگاه صرفا امر به تقواى الهى كافى بود ، مجازات و قتل و زندان و تعزير لازم نمىآمد .
مؤلف گويد : در اين موضوع سخن به درازا كشيد تا معلوم شود آنچه امروز دربارهء حمايت حيوانات مىگويند ، مسلمانها قرنها پيش دريافته بودند .
نكته : در زمان مالك ، در مدينه در « دار قدامه » كبوتر بازى مىكردند كه مالك در خطاب به شاگردش ابن الماجشون بدان تعريض كرده است . مىخواسته بگويد : تو بچهاى و كبوتربازى . « 1 »
( 1 )
نگهدارى حيوانات وحشى در منزل
در مسند احمد ، از عايشه روايت شده كه در خانه پيغمبر ( ص ) يك حيوان وحشى بود كه هرگاه پيغمبر بيرون مىرفت ، آن حيوان به درون مىآمد و بازى مىكرد ، و هرگاه حضرت وارد مىشد ، آن حيوان به لانهاش بازمىگشت و آرام مىگرفت ، مبادا كه حضرت آزرده شود . نيز از جابر مرفوعا روايت است كه هر كس در خانهاى تنها زندگى مىكند ، يك جفت كبوتر نگه دارد . طبرانى ، از عبادة بن صامت روايت كرده كه كسى نزد پيغمبر ( ص ) از تنهايى شكايت كرد ، حضرت فرمود : يك جفت كبوتر نگهدار . از معاذ بن جبل روايت است كه على ( ع ) نزد پيغمبر ( ص ) از تنهايى شكايت كرد ، حضرت فرمود : يك جفت كبوتر نگه دار كه با صداى خود ذكر خدا مىكند . در روايت ديگر آمده است كه پيغمبر ( ص ) فرمود : چرا يك جفت كبوتر نمىگيرى كه بدان انس يا بى و از جوجههايش بخورى يا خروسى كه بدان انس گيرى و تو را براى نماز بيدار كند .
( 2 ) در طبقات ابن سعد « 2 » آمده است كه پيغمبر ( ص ) دستور داد سگهاى مدينه را بكشند . ابن ام مكتوم نزد پيغمبر ( ص ) رفت و گفت : منزل من دور است و من كورم و سگى دارم .
پيغمبر ( ص ) چند روز به او مهلت داد ، آنگاه فرمود : سگ او هم كشته شود . اينها را جزء مسائل احتساب يا بهداشت شهر بايد آورد ، اما من اينجا ثبت كردم .
هامش
( 1 ) . ر . ك : حطّاب ، تحرير الكلام فى مسائل الالتزام ؛ شيخ عليش ، الفتاوى ، ج 1 ، ص 267 .
( 2 ) . ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 4 ، ص 153 .