( 1 )
دوبههمزنى ميان زنان
به نوشته الاصابه حميده كنيز آزادشدهء اسماء دختر ابو بكر ( و مادر اشعب طمّاع ) ميان زنان پيغمبر ( ص ) دخالت و تحريك مىكرد . پيغمبر ( ص ) دستور داد او را تعزير كنند و بعضى گفتهاند آن زن به نفرين حضرت مرد . اما اين درست نيست ، زيرا تولد اشعب بعد از رحلت پيغمبر ( ص ) بوده است . شايد هم آن زن به نفرين پيغمبر ( ص ) مريض شده و بعد از مدتى فوت كرده است . در هر حال ، گويند اشعب به آن مادر افتخار مىنمود و مىگفت : هرگاه مورد اعتماد زنان پيغمبر ( ص ) نبود ، حرف او را ( بر ضدّ يكديگر ) نمىپذيرفتند .
( 2 )
زنان وساطتكننده در امر ازدواج
نفيسه دختر اميه خواهر يعلى گويد : خديجه ، زنى والاتبار و توانگر بود . وقتى بيوه شد ، هيچ يك از اشراف قريش نبود كه آرزوى ازدواج او را نداشته باشد . وقتى محمد را براى تجارت به شام فرستاد و آن حضرت با سود فراوان بازگشت ، خديجه مرا براى تحقيق و وارسى فرستاد . من نزد محمّد رفتم و گفتم : چرا ازدواج نمىكنى ؟ گفت : چيزى ندارم . گفتم :
اگر از اين بابت كفايت شوى و زنى زيبا و توانگر و هم شأن تو باشد ، چه مىگويى ؟ محمّد پرسيد : آن كيست ؟ گفتم : خديجه ، و حضرت پذيرفت . « 1 »
( 3 )
زنان پرستار در ميدان جنگ
ربيع دختر معوّذ بن عفراء بر اساس آنچه بخارى و نسائى از او نقل كردهاند ، با زنان در غزوات شركت مىكرد و به رزمندگان آب مىدادند و خدمت مىكردند و كشتگان و مجروحان را به مدينه منتقل مىساختند . در الاصابه ، از زن ديگرى به نام رفيده انصارى يا اسلمى نام برده شده است ؛ چنان كه وقتى سعد بن معاذ در جنگ خندق زخمى شد ، حضرت فرمود او را به خيمهء رفيده در مسجد ببريد به زودى به عيادتش مىآيم . رفيده ، زنى بود كه مجروحان را مداوا مىكرد و خود را وقف خدمت كرده بود .
به نقل از ابن سعد ، در احوال كعيبه دختر سعد اسلمى آوردهاند كه در مسجد ، خيمهاى خاص مداواى بيماران و مجروحان داشت و سعد بن معاذ كه در جنگ خندق تير خورد ، در خيمهء او مداوا مىشد و همانجا مرد . اين زن در جنگ خيبر نيز همراه پيغمبر ( ص ) بود و از
هامش
( 1 ) . ر . ك : ابن سعد ، الطبقات الكبرى ، زندگىنامه خديجه ( س ) .