خروج زنان براى خدمت به رزمندگان با لشكر مطمئن ، بىخلاف جايز است ، مگر اينكه شيخ شبيهى در الفجر الساطع گويد : مراد همراهى زنان است براى تهيه و درست كردن دارو براى جراح ، و نبايد عضوى از نامحرم را لمس نمايند . اين گونه زنان اگر پير باشند ، اشكال ندارد كه رو باز كنند ، ولى اگر جوان هستند ، بايد با حجاب باشند . اين همه طبق عادت و سنت عرب ، به ويژه زنان صحابى است كه پرحركت و شجاع و بىباك و پاكدامن بودند و ضرورت ، امور ممنوع را مجاز مىسازد ؛ چنان كه ابن زبير در مكه مريض شد ، پيرزنى را استخدام كردند كه پرستارىاش كند و او پاى عبد اللّه را مىماليد و موى سرش را نگاه مىكرد كه شپش نگيرد .
( 1 )
زنان تجارت پيشه
در احوال قيلهء انماريه در الاصابه آمده است كه به خدمت پيغمبر ( ص ) رسيد و عرض كرد :
من خريدوفروش مىكنم . در طبقات ابن سعد « 1 » آمده است كه قيلهء امّ بنى انمار با عصا در مروه به خدمت پيغمبر ( ص ) رسيد و نشست و راجع به چانه زدن در معامله پرسيد . حضرت فرمود : چنان مكن ؛ بلكه هر قيمت كه مىخواهى بخرى يا بفروشى ، همان قيمت را بگو .
در تحفة الناظر در رفع اشكال جمع مباح بودن تجارت براى زنان ، با لزوم دور كردن ايشان از دلالها و سمسارها گويد : زنان لازم نيست شخصا به تجارت بپردازند ، بلكه مىتواند محرمى يا امين ديگرى را به آن كار بگمارند . نيز اينكه زن ممنوع از خروج براى تجارت نيست ؛ بدين معناست كه مرد در را بر روى زن قفل نمىكند ، ولى مىتواند او را از خريدوفروش در بازار منع نمايد . اگر خريدوفروش در خانه از وراى حجاب باشد ، بىاشكال است و به اجازهء شوهر نياز ندارد .
( 2 )
قابله
سلمى ، قابلهء ابراهيم پسر پيغمبر ( ص ) ، كنيز آزادشدهء پيغمبر ( ص ) است كه شوهرش ابو رافع مژدهء مولود را به پيغمبر ( ص ) رساند و پيغمبر ( ص ) يك غلام به دو مژدگانى داد . همين زن ، قابله پيغمبر ( ص ) نيز هست و هموست كه فاطمه ( س ) را پس از رحلت ، به اتفاق على ( ع ) غسل داد .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 8 ، ص 238 .