همين كتاب « 1 » از جابر بن اسامه جهنى نقل است كه پيغمبر ( ص ) براى قوم او خط مسجدى را ترسيم فرمود و در سمت قبله ، چوبى در زمين فرو كرد . نيز در همان كتاب در احوال عبد الله بن عمير سدوسى آمده است كه ظرف پرآبى به وى داد و فرمود : وقتى به سرزمين خود رسيدى ، اين آب را بر زمين بپاش و همانجا را مسجد قرار بده . اصل روايت را طبرانى در الاوسط آورده است .
( 1 )
مسجد مدينه
در الصحيح آمده است كه محل مسجد مدينه متعلق به بنى نجار بود و حضرت به ايشان فرمود : قيمتى براى زمينتان تعيين كنيد . سوگند خوردند كه بهاى زمين را از پيغمبر ( ص ) نمىگيرند و از خدا مىگيرند . پس در سمت قبله نخل چيدند و پيشگاه مسجد را سنگ قرار دادند و در همان حال رجز مىخواندند . ابن اسحاق گويد : خود پيغمبر ( ص ) هم براى تشويق مسلمانان كار مىكرد . ابن جماعه گويد : بناى مسجد را با خشت برآوردند و ستونها از چوب نخل و دو طرف درگاه از سنگ و سقف آن از شاخههاى نخل بود و طول مسجد در جهت قبله به اندازهء صد ذراع و عرضش هم به همين مقدار ( تقريبا ) به شكل مربع ، پايهها تا سه ذراع از سنگ و بقيه از خشت بود .
در الفجر الساطع آمده است كه پيغمبر ( ص ) سه بار مسجد ساخت ، يك بار يك پارچه خشت پهلوى خشت ، ديگر يك خشت و نيم خشت ، سوم چيدن خشت به صورت نر و ماده و دو خشت كامل بالاى آن .
( 2 )
اتاقهاى پيغمبر ( ص )
پيغمبر ( ص ) پهلوى مسجد اتاقهاى خود را از خشت ساخت ، سقف از چوب نخل و شاخههاى نخل بر ديوارهاى خشتى . تيغههاى داخل ، با آهن گلاندود يا گليم پشمين از هم جدا مىشد ، با درهاى محكم براى تهويه و ورود و خروج آسان . منزل عايشه و فاطمه ( س ) رو به روى هم بود و رو به قبله باز مىشد . ابن زباله گويد : ميان منزل عايشه و حفصه راهى بود ، به طورى كه مىتوانستند با هم حرف بزنند . منزل حفصه سمت راست خانهء عمر و سمت شرقى منزل عايشه قرار داشت . بعد از آن ، منزل ديگر همسران پيغمبر ( ص ) قرار
هامش
( 1 ) . همان ، ص 220 .