تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
( 1 )

طبيب در زمان پيغمبر ( ص )

ابن الجوزى در صفة الصفوة از هشام بن عروه نقل مىكند كه به عايشه گفتم : شعردانى تو عجب نيست ، كه دختر ابو بكرى و او داناترين مردم بود ، اما از اطلاع تو بر طب در تعجبم . عايشه گفت : پيغمبر اواخر عمر مريض مىشد و هيئتهاى نمايندگى عرب از هر سو نزدش مىآمدند ، براى آنها حال خود را مىگفت و مداواى حضرت به عهده من بود ، از آنجا آموختم ! در الاحكام النبويه ابو الحسن بن طرخان حموى آمده است كه حضرت در حال بيمارى و تندرستى پيوسته به تطبّب ( دارو و درمان ) مىپرداخت . در تندرستى ، بهداشت ، پيش‌گيرى ، ورزش و كم خوراكى را رعايت مىنمود ، خرما را با خيار يا خربزه مصرف مىكرد كه سردى و گرمى يكديگر را تعديل كنند . هر شب چشمش را سرمه مىكشيد و نماز ظهر را در روزهاى بسيار گرم به تأخير مىانداخت و مىفرمود : خود را خنك كنيد . اما در بيمارى - عايشه گويد : كه حضرت زياد مريض مىشد - پزشكان عرب و عجم نزد او مىآمدند و وصف معالجه مىنمودند و ما عمل مىكرديم . نيز از عايشه روايت است كه پيغمبر ، آخر عمر يا اواخر عمر مريض بود و وفود عرب از هر سو نزد او مىآمدند و توصيف معالجات مىنمودند و من به آنچه مىگفتند ، حضرت را درمان مىكردم . روايات صحيح متعددى از پيغمبر ( ص ) در امر به مداوا هست . در المواهب گويد : پيغمبر ( ص ) طبيعت خوراكىها را به قاعده طب رعايت مىكرد و اگر در مورد يك خوردنى نياز به تعديل داشت ، با ديگرى جبران مىنمود و اين اصل مهمى در تركيب ادويه است . اگر تعديل كنندهء آن خوراكى در دسترس نبود ، ( از اولى ) به مقدار اندك اكتفا مىنمود . در آخر كتاب الجيش العرمرم الخماسى نوشته ابو عبد الله اكنسوس مراكشى آمده است : پيغمبر ( ص ) كه سرور متوكلان است ، مداوا را مقرر فرموده است و خود ، دوا مصرف مىكرد ؛ چنان كه گويند ديگ جوشانده‌اش تقريبا هميشه روى آتش بود . ( 2 ) در سنن ابى داود ، از سعد بن ابى وقاص روايت است كه مريض شدم . حضرت به عيادتم آمد و دست بر سينه‌ام گذاشت چنان كه خنكى دستش را در دلم احساس كردم . فرمود : قلبت ناراحت است ، پيش حارث بن كلده ثقفى برو . شارحان السنن گفته‌اند : حارث در حجة الوداع سعد را درمان كرد . در طبقات ابن سعد آمده است كه هر كس مريض بود ، حضرت او را به سراغ حارث بن كلده مىفرستاد كه سبب بيمارىاش را سؤال كند . ابن طرخان نقل مىكند كه حارث و ابو بكر با هم غذا خوردند و حارث گفت : زهرى خورديم كه يك‌ساله اثر مىكند و آورده‌اند هر دو در يك روز مردند !