دانگ ؛ و مردم به طور نيمانيم از درهمهاى بزرگ و كوچك زكات مىدادند و اينكه گفتهاند درهم در زمان پيغمبر ( ص ) معلوم نبود ، قول فاسدى است ، و ممكن نبود چنين چيزى براى اصحاب مجهول باشد ؛ چنان كه اوقيه نيز از وزن درهم مشخص مىشد و معيّن بود كه مردم بر اساس آن زكات مىپرداختند و معامله مىكردند و مهريه زنان را مىدادند . اينكه گفته شده تا زمان عبد الملك درهم معلوم نبود ، معنايش اين است كه در زمان عبد الملك ، سكهء اسلامى ضرب شد و پيش از آن ، سكههاى رومى ايرانى ، يمانى و مغربى به كار مىرفت . در زمان عبد الملك ، سكه رومى مورد كراهت قرار گرفت و به ضرب اسلامى پرداختند .
سكه عبد الملك ، معدل سكههاى رومى و ايرانى است . دينار از روم مىآمد و عرب آن را « هرقليه » مىناميد . ( 1 ) مؤلف گويد : من در سفر به تطوان در سال 1341 ، نمونهاى از سكه رومى با تصوير قيصر بر روى آن ديدم . مسلمانان بىآنكه پرهيز كنند ، آن سكه را به كار مىبردند .
عبد الملك در سال 75 سكه زد و نام خود را بر سكه نقش كرد . ابن عساكر گويد : اولين كسى كه درهمهاى تقلبى زد ، عبيد الله بن زياد است .
رواياتى داريم كه شكستن سكه درهم و دينار را نهى كرده ، مگر به ضرورتى ، مثل اينكه دينار يا درهم تقلبى باشد . شايد اگر اينجا سكه را به معناى اسلامى بينگاريم ، تصور شود كه در زمان پيغمبر سكه اسلامى وجود داشته ، ولى اما چنين نيست و به تصريح جرجى زيدان ، سكههاى ضرب شده در زمان خلفاى راشدين ، پشيزهاى مسين با حروف كوفى و بسيار ساده بوده است و نخستين سكههاى منقوش را در زمان عبد الملك زدند . « 1 » ( 2 ) محمد امين بن شيخ حسن حلوانى مدنى در رسالهء نشر الهذيان من تاريخ جرجى زيدان « 2 » گويد : هيچ روايت صحيحى نداريم كه خلفاى راشدين سكه زده باشند ، مگر على بن ابى طالب ( ع ) كه صبحى پاشا از لسان الدين بن خطيب در الاحاطه نقل مىكند ، و آن سه سكه كه جرجى زيدان ترسيم نموده ، به فرض وجود و صحّت ، تاريخ ندارد و مهمترين دليل بر عدم صحت ، بودن تصوير روى يكى است . مىدانيم تصوير در اسلام حرام است ؛ پس چگونه خلفاى راشدين اين كار را مىكردند ! ؟ آن سكهها صرفا ساخته و پرداختهء دلّالان فرنگى و عتيقهفروشهاست .
حد اكثر جوابى كه از سوى جرجى زيدان مىتوان داد ، اين است كه آن تصاوير را از تاريخ مصر « 3 » مارسه فرانسوى نقل كرده است . گويا جرجى زيدان و مدافعش رنان به آنچه در
هامش
( 1 ) . زيدان ، جرجى ، تاريخ مصر الحديث ، ص 138 .
( 2 ) . محمد امين حلوانى مدنى ، نشر الهذيان في تاريخ جرجى زيدان ، چاپ هند ، ص 5 .
( 3 ) . مارسه ، تاريخ مصر ، ص 26 .