تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
( 1 )

پيغمبر ( ص ) با كافران چه رفتارى كرد ؟

ابن تيميه به دنبال مطالب بالا گويد : پيغمبر ( ص ) همچنان اذيت كفار و مخالفان را تحمل مىكرد تا خداوند در شب دوازدهم صفر سال سوم هجرت اذن قتال داد . نسائى با اسناد صحيح از زهرى روايت مىكند نخستين آيهء قتال اين است : «
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ
» . « 1 » در تفسير ابو حيان آمده كه آنچه در اين آيه به آن اذن داده شد ، قتال است كه به قرينه حذف شده است . اصحاب ، كتك خورده و سرشكسته نزد پيغمبر ( ص ) مىآمدند و حضرت امر به صبر مىفرمود كه مأمور به قتال نبود ، تا اينكه هجرت كرد و به تفاريق در هفتاد و چند آيه اذن قتال يافت . بعضى گفته‌اند : خداوند جهاد را در مناسب‌ترين موقع تشريع فرمود ؛ زيرا در مكه مشركان اكثريت داشتند و هرگاه مسلمانان كه عده‌شان كم بود مأمور به قتال مىشدند ، كار سخت مىبود . پس چون مشركان با نفرت مسلمانان را اخراج كردند و مىخواستند پيغمبر ( ص ) را هم بكشند و پيغمبر ( هجرت كرده ) در مدينه استقرار يافت ، اصحاب گرد آمدند و مدينه مركز اسلام شد و خداوند جهاد را مقرر كرد و پيغمبر بعثها ( گروه‌هاى اكتشاف و تجسس ) و سريه‌ها ( گروه‌هاى جنگى بدون حضور پيغمبر ) اعزام كرد و خود نيز در 27 غزوه شركت نمود . ابن تيميه گويد : معلوم نيست شخص پيغمبر ( ص ) در هيچ معركه‌اى به جز احد با دست خود جنگيده باشد يا كسى را به جز ابىّ بن خلف كشته باشد ، و هر جا لفظ « قاتل » هست - آن گونه كه بعضى فهميده‌اند - معنايش اين نيست كه پيغمبر ( ص ) خود قتال كرده باشد ، بلكه در جنگ حضور داشته است . البته روايتى داريم كه « كنا اذا التقينا كتيبة او جيشا اول من يضرب رسول الله » كه اين نيز امكان تأويل دارد . تعداد سرايا 47 و جمع بعثها و سريه‌ها - كه حضرت شخصا حضور نداشته - بيش از هفتاد مورد بوده است . بعضى مجموع بعثها ، و سريه‌ها و غزوه‌ها را يكصد مورد شماره كرده‌اند . پيغمبر ( ص ) در همه احوال جنگ و صلح ، با سران مشركان و كفار به مهربانى و نرمى سخن مىگفت و هرگاه نزد او مىآمدند ، حرمت و اعتبار مىنهاد تا با اسلام انس يابند و اخلاق آن حضرت ( ص ) را بشناسند . ( 2 ) ابن القيم در بدائع الفوائد « 2 » آورده است كه از احمد بن حنبل پرسيدند : آيا مىتوان ذمّى را با كنيه خطاب كرد ؟ احمد جواب داد : پيغمبر ( ص ) اسقف نجران را « ابا حسان » خطاب نمود و
هامش
( 1 ) . حج ، 39 . ( 2 ) . ابن القيم ، بدائع الفوائد ، ج 4 ، ص 122 .