( 1 )
كافران جزيرة العرب با پيغمبر ( ص ) چه رفتارى كردند ؟
كافران ، بعد از هجرت سه قسم شدند : قسمتى با پيغمبر مصالحه كردند كه له و عليه او نباشند ( مانند طوايف يهود ) و قسمتى بنا را بر دشمنى گذاشته با او جنگيدند ( همچون قريش ) و قسمتى ساكت ماندند تا ببينند كارش به كجا مىكشد . البته از قسم اخير ، گروهى طرفدار پيغمبر ( ص ) بودند مثل خزاعه ، و بعضى برعكس مانند بنو بكر . منافقان هم در ظاهر با او و در باطن با كفار بودند .
( 2 ) اما يهود نقض عهد كردند ، نخست بنو قينقاع ، سپس بنو نضير ، آنگاه بنو قريظه . از اين رو ، پيغمبر يك ماه پس از جنگ بدر با يهود در افتاد . ابن تيميه در كتاب الصارم « 1 » گويد :
سيرهنويسان متفقاند كه هيچ يك از افراد اوس و خزرج با دست يا زبان با پيغمبر ( ص ) نجنگيد و كسى در مدينه ياراى چنين كارى نداشت ؛ نهايت اينكه كافر يا منافق ، مردم را از پيروى او مانع مىشد يا كمك مىكرد مهاجرى به مكه بازگردد و هركس با سيره آشنا باشد ، مىداند كه پيغمبر نيز با احدى در مدينه [ ابتدائا ] نجنگيد ؛ حتى با يهود مصالحه نمود كه همگى با مسالمت كامل با هم زندگى كنند و حتى حضرت پيمانهايى كه اوس و خزرج پيشتر با ديگر قبايل داشتند ، تقرير و تأييد كرد . موسى بن عقبه گويد : وقتى پيغمبر وارد مدينه شد ، در همه محلات مدينه مسلمان وجود داشت ، مگر بنو خطمه و بنو واقف و بنو وائل ، كه آخر از همه مسلمان شدند . پيرامون مدينه هم انصار همپيمانانى براى جنگ داشتند . خواست پيغمبر ( ص ) اين بود كه اهل مدينه ، همه با هم در صلح و سازش باشند . شخصى مسلمان مىشد و پدرش مشرك مىبود . اسلام به تدريج در تمام عشاير و طوايف انصار ظهور و شيوع يافت ، به طورى كه كسى نماند بتواند اظهار كفر كند ؛ يا مؤمن بودند يا منافق . از انصار كسانى كه مسلمان نبودند ، با مؤمنان يا منافقان هم پيمان بودند و به سبب همين تعصب قوم در حمايت اينان ، غير مسلمانان هم پيمان انصار ، وضعشان از يهود بهتر بود و پيغمبر ( ص ) در قبال اينان ، بيش از يهود تحمل و خوددارى نشان مىداد ؛ چون اميد داشت كه مسلمان شوند و بيم داشت اگر غير مسلمانان هم پيمان انصار را مجازات نمايد ، قوم و قبيله آنها از اسلام برگردند و پيغمبر در اين مورد از آيه قرآن پيروى مىكرد كه در قبال آزارها صبر پيشه كند و امر خود را استوار سازد ( آل عمران ، 186 ) .
هامش
( 1 ) . ابن تيميّة ، الصارم المسلول على شاتم الرسول ، ص 98 .