تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
( 1 )

چه كسى گردن مىزد ؟

در سيرهء ابن سيد الناس از على بن ابى طالب ( ع ) ، زبير ، مقداد ، محمد بن مسلمه و عاصم بن ثابت نام برده است . ابن القيم بر اين جمله ، ضحاك بن سفيان كلابى را نيز مىافزايد كه در شجاعت با صد مرد برابرش مىنهادند . در قضيه حرث بن سويد در غزوهء احد آمده است كه عويمر بن ساعده گردن وى را زد و ظاهرا چون تكرار نشده ، نامش را نياورده‌اند . ( 2 )

صيقل‌گر شمشير حضرت كه بود ؟

در الاستيعاب آمده است كه مرزوق صحابى كه مولاى انصار بود شمشير پيغمبر ( ص ) را صيقل مىداد . مؤلف گويد : بغوى و طبرانى آورده‌اند كه مرزوق ، ذو الفقار را صيقل مىداد و آن شمشيرى مرصع به نقره بود . دربارهء آلات جهاد كتابهايى هست از جمله مسند الاجناد فى فن آلات الجهاد ابن جماعة مقدسى كه در الصلة رادانى بدان اشاره شده است . در فتح الوهاب على هداية الطلاب مختار بن احمد كنتى آمده است كه در صدر اسلام در مدينه كسى سلاح بر زمين نمىگذاشت ؛ زيرا امنيت نداشتند و همه مردم روى زمين دشمن آنها بودند و مستحب بودن داشتن سلاح حتى در نماز ، اين مطلب را تأييد مىكند . ( 3 )

راهنماى پيغمبر ( ص ) در هجرت چه كسى بود ؟

آن چنان كه در صحيحين آمده ، پيغمبر در هجرت ، راه بلد بسيار ماهرى از هذيل اجير كرد كه مشرك بود . راه بلد حضرت در جنگ احد ، ابو حتمه بن الحرث و در غزوهء حديبيه ، مردى از اسلم بود . در الاستيعاب نام راه بلد پيغمبر ( ص ) در هجرت را سعد العرفى نوشته است . در الاصابه « 1 » از تبيع حميرى ، پسر خوانده كعب الاحبار نام برده كه بلد راه پيغمبر ( ص ) بود و حضرت اسلام را بر او عرضه كرد و او نپذيرفت تا حضرت درگذشت . نيز در الاصابه آمده است كه ثابت بن ضحاك در خندق ، رديف پيغمبر ( ص ) بود ( يعنى هر دو يك مركب داشتند ) و همو ، بلد راه حضرت به سوى حمراء الاسد بود . « 2 » نيز در الاصابه از واقدى نقل مىكند كه جبار ثعلبى بلد راه حضرت به سوى غطفان بود . « 3 » همچنين آورده است پيغمبر ( ص ) جميل
هامش
( 1 ) . ابن حجر عسقلانى ، الاصابه ، ج 1 ، ص 190 . ( 2 ) . همان ، ص 201 . ( 3 ) . همان ، ص 302 .
نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 168 | عبد الحي الكتاني / عليرضا ذكاوتى قراگزلو