( 1 )
شتربان پيغمبر ( ص )
اسلم بن شريك ، شتر پيغمبر ( ص ) را خدمت مىكرد و بر آن جهاز مىگذاشت و بر مىداشت . و نيز از مردى به نام اسلع ياد كردهاند كه خدمتكار پيغمبر ( ص ) بود . روزى حضرت فرمود : برخيز و شتر را آماده كن . اسلع جنب شده بود و نمىخواست به آن حال شتر پيغمبر ( ص ) را آماده كند . پس مردى از انصار شتر پيغمبر ( ص ) را آماده كرد و راه افتادند و آن شب ، شبى سرد بود ، اسلع آب گرم كرد و غسل نمود و از پشت سر رسيد . پيغمبر پرسيد : چرا كجاوه را طور ديگر بستهاى ؟ عرض كرد : من نبستهام و ديگرى بسته است و ماجرا بازگفت .
همچنين آوردهاند : براء بن مالك ( برادر انس بن مالك ) در بعضى سفرها شتر پيغمبر ( ص ) را آماده مىكرد . نويسنده الاستبصار ، از كلثوم بن هدم ، به عنوان خدمتكار شتر پيغمبر ( ص ) نام برده است .
( 2 )
استربان پيغمبر ( ص )
ابن جماعه در مختصر السير گويد : عقبة بن عامر جهنى ، خدمتكار و جلودار استر پيغمبر ( ص ) بود . زرقانى در شرح المواهب گويد : وجود جلودار در بالا و پايين رفتن حيوان يا بيرون نرفتنش از راه ، كمك حال حضرت مىبود ( و ضرورى مىنمود ) ؛ زيرا حضرت در حال حركت نيز به عبادت اشتغال داشت و مراقبت و توجهش به حيوان ، او را از عبادت بازمىداشت .
در الأوائل سيوطى آمده است : نخستين مركوب كه پيغمبر ( ص ) در دورهء اسلام سوار شد ، دلدل اهدايى مقوقس است ، و اولين قاطر سفيدى است كه در مدينه ديده شد ، اهدايى فروة بن عمرو جذامى به پيغمبر ( ص ) بود . نيز آوردهاند : پيغمبر ( ص ) بر استرى سوار مىشد كه آن را « الحمارة الشاميه » مىناميدند . « 1 » عروة بن عامر جدامى ، عامل روم بر عرب شام بود كه منزلش در معان شام قرار داشت . او پس از مسلمان شدن ، استرى سفيد به پيغمبر ( ص ) اهدا كرد . « 2 » ابن سعد در طبقات آورده است كه پيش از دلدل اهدايى مقوقس به پيغمبر ( ص ) ، در حجاز استر وارد نشده بود . مرتجز ، اسب پيغمبر ( ص ) ، عفير ، درازگوش پيغمبر ( ص ) ، ناقه قصواى پيغمبر ( ص ) و استر پيغمبر ( ص ) همه سفيد بودند .
هامش
( 1 ) . ابن حجر عسقلانى ، الاصابه ، ص 153 .
( 2 ) . همان ، ج 5 ، ص 217 .