كه هر روز آنها را حركت مىداد . در بصره نيز تقريبا به همان تعداد اسب به سرپرستى جزء بن معاويه وجود داشت . در شهرهاى ديگر نيز به تناسب ، اسب نگهدارى مىشد . در الاستيعاب آمده است : معاويه نخستين حاكمى است كه هميشه اسب حاضر يراق در دسترس داشت .
از سلف نقل شده است كه بر ماديان نمىنشستند و نريان را براى سوارى ترجيح مىدادند ، جز سعد بن ابى وقاص كه ماديانى ابلق داشت .
در الاصابه آمده است كه زبرقان بن بدر ، به ديدار عبد الملك رفت و 25 اسب براى او برد كه نسب هر يك را مىشناخت و بر درستى اظهار خود قسم خورد ؛ براى هر اسب سوگندى ديگر . عبد الملك گفت : شگفتى من از تنوع سوگندهايش ، بيش از تعجب من از اسبشناسى اوست .
( 1 )
چه كسى اسب پيغمبر ( ص ) را زين مىكرد ؟
هرگاه حضرت مىخواست سوارى كند ، بلال اسب حضرت را زين مىكرد . اسب حضرت و زين و برگش ، از هرگونه خودنمايى خالى ، و از جنس نمد بود و در اشعار عرب ، همه جا زين اسب ، نمدى ذكر شده است .
روزى حضرت مىخواست سوار استر شود ، عبد الله بن بشر ركاب حضرت را نگه داشت . ابن عباس گويد : پيغمبر ( ص ) روزى على ( ع ) را به سريهاى مىفرستاد ، به دست خود جامه بر او پوشانيد و مرتب كرد و عمامه بر سرش گذاشت و على سوار بر اسب شد و حضرت او را دعا مىفرمود و سفارشها مىكرد و در همان حال ، جامهء او را بر روى زين جمع و صاف مىنمود .
( 2 )
پيغمبر ( ص ) و مسابقهء اسب
در صحيح بخارى آمده است : عبد الله بن عمر ، از جمله كسانى است كه بر روى اسبان پيغمبر ( ص ) مسابقه مىداد . اسبها را لاغر مىكردند و آمادهء مسابقه مىنمودند . نيز آوردهاند ابو اسيد ساعدى ، بر روى اسب پيغمبر ( ص ) موسوم به ظرب مسابقه داد و پيش افتاد و زمانى كه اسب ظاهر شد ، پيغمبر روى دو زانو برخاست و از صف سركشيد و فرمود « كانّه بحر » و حلّهاى يمانى به ابو اسيد جايزه داد .