تحت فشار و آزار ديدهاش را توصيه مىكند كه به حبشه مهاجرت كنند و آنجا را تا مدتى پناهنگاه خود قرار دهند . هرگاه ارتباط حبشيان را با مكيان طى قرون در نظر آوريم ، منبع آشنايى حضرت را با حبشه درمىيابيم و اينكه چگونه با فرمانرواى آنجا رابطه برقرار كرده و آن رابطه تحول و تكامل يافته است .
يكى از محققان گويد : شناخت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله از حبشه از سه راه صورت گرفته است :
1 - بردگانى كه اصليت حبشى داشتند و در خانوادههاى قريشى مىزيستند كه از آن جمله خانه عبد المطلب جدّ پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله است . بعيد نيست كه پيغمبر از طريق آنها بر وضعيت حبشه واقف شده و آنجا را به عنوان پناهگاه اصحاب آزار ديدهاش مناسب يافته است .
2 - ام ايمن پرستار پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله كه حبشى بود « 1 » و تأثير مستقيم و پر دامنهاى بر شخصيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله داشته ، چنان كه دربارهء او فرموده است : « ام ايمن امّى بعد امّى » اين زن ، اخبار وطنش را براى حضرت حكايت مىنمود و اطلاعى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله از بعضى كلمات حبشى داشته از طريق اوست .
3 - بعيد نيست كه پيغمبر با حبشيان اهل كتاب ( مسيحى و يهودى ) مصاحبه و معاشرت داشته « 2 » و از طريق آنان بر اوضاع سرزمين حبشه آشنايى يافته است .
اما ارتباط با نجاشى از آغاز دعوت وجود داشته ، چنان كه ابن اسحاق از اسماعيل بن عبد الرحمن روايت مىكند : نجاشى ، دوازده مرد را نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله فرستاد تا از او [ راجع به دعوتش ] سؤال كنند و خبرش را نزد نجاشى ببرند . آنها آمدند و پيغمبر براى ايشان كه هفت راهب و پنج كشيش ( يا پنج راهب و هفت كشيش )
هامش
( 1 ) . ام ايمن پرستار پيغمبر بود و منابع در اصل و نسب او اختلاف دارند : الطبقات الكبرى ، ابن سعد : 2 / 223 - 227 الاصابه ، ابن حجر ، ج 4 ، ص 4 - 432 .
( 2 ) . رياض : الاسلام فى اتيوپيا ، صص 38 - 34 .