تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهجرة إلى الحبشة ( مهاجرت به حبشه ) ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
دشمنانش را كشته است و از اين جهت اظهار مىكند كه مىخواهند به مدينه نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله برگردند . « 1 » اما اين اخبار تاب مقاومت در مقابل بحث را ندارد ، زيرا ابن اسحاق و بيهقى روايتى آورده‌اند به اين مضمون كه نجاشى را به ششصد درهم در يك روز براى يك تاجر ( عرب ؟ ) خريد و فروش كردند و يك شبانه‌روز پس از آن با درگذشت عمويش بلافاصله فرمانرواى حبشه گرديد . « 2 » طبق مفاد اين روايت ، نجاشى حبشه را ترك نكرده و آگاهى از سرزمين عرب و زبان عربى نداشته است . « 3 » اكنون بايد به رابطهء نجاشى با پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و تحويل آن رابطه بپردازيم .

رابطهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله با نجاشى

ممكن است تحقيق كننده‌اى از خود بپرسد ميزان شناخت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله از حبشه و فرمانرواى آن - كه بر كسى نزد او ظلم نمىشود - به چه اندازه بوده است كه پيروان
هامش
( 1 ) . ابن كثير : السيرة النبوية ، 2 / 16 . ( 2 ) . ابن اسحاق : السير ، 217 ؛ البيهقى : دلائل النبوة ، 2 / 305 . « پدر نجاشى همين يك پسر را داشت و پادشاه قوم بود . برادرش دوازده پسر داشت ، به تحريك عمو ، پدر نجاشى را كشتند و عمو پادشاه شد ، اما هيچ يك از پسرانش لياقت نداشتند و كارها كم‌كم به دست نجاشى مىافتاد كه دشمنان از ترس آنكه مبادا پادشاه شود وى را به غلامى فروختند . . . سپس به درخواست عمويش به دنبال وى رفتند و وى را باز خريدند و پادشاه كردند . اين است كه نجاشى مىگويد : حق تعالى بىرشوتى ملك به من باز دارد و مادام كه مردم مطيع من باشند ، من در رعايت مردم خواهم كوشيد » نهاية المسؤل ، ص 252 ، مقايسه شود با سيرت رسول اللّه به ترجمه رفيع الدين اسحاق بن محمد همدانى ، تصحيح اصغر مهدوى ، ج 1 ، ص 325 . ( 3 ) . على ابو بكر كوشش بسيار به عمل آورده كه عربيدانى نجاشى را اثبات كند ، ر ك : معالم الهجرتين ، صص 6 - 175 . [ در عبارات نقل شده از نجاشى در قول قديم ، فقط دو كلمهء حبشى آمده : يكى دبرى يا دبر به معنى كوه ، ديگر سئوم يا سيوم به معنى كسانى كه آزادند و در امانند كه نشان مىدهد نجاشى به عربى سخن مىگفته و فقط اين دو كلمه را حبشى ادا كرده است ، معالم الهجرتين ، ص 176 .