شمارند ، بگذاريد تعداد يارانم بيشتر و دلها نرمتر شود » . « 1 »
اما نخستين مكاتبه بين پيغمبر و نجاشى ، چه بسا بلافاصله بعد از معركهء بدر باشد .
ابن عبد البر گويد : پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله وقتى شنيد كه قريش عمرو عاص و عبد اللّه بن ابى ربيعه را در موضوع مسلمانان مهاجر به حبشه فرستادهاند ، حضرت نيز عمرو بن اميه ضمرى را با نامهاى نزد نجاشى فرستاد ( تقريبا به سال 623 ميلادى بعد از جنگ بدر ) « 2 » . اما اين روايت با مسلمانى عمرو بن اميه كه بعد از جنگ احد واقع شده ، تعارض دارد ؛ زيرا عمرو بن اميه در جنگ بدر عليه مسلمانان و طرفدار مشركين بوده است . « 3 » اگر نامه را عمرو بن اميه برده باشد ، بعد از واقعهء احد خواهد بود و منابع از هيچ گونه ارتباطى بين پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و نجاشى پيش از سال ششم هجرت يا سال حديبيه ( 627 م ) ياد نمىكنند ، خزاعى از واقدى روايت مىكند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله عمرو بن اميه را در سال ششم هجرى نزد نجاشى فرستاد كه وى را به اسلام دعوت نمايد و نجاشى اسلام را پذيرفت و همچنين از نجاشى خواست كه ام حبيبه را به تزويج پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله درآورد و همهء مهاجران را نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله بفرستد و نجاشى اين كارها را كرد . « 4 »
از سياق روايات چنين به نظر مىآيد كه دعوت نجاشى به اسلام و درخواست بازگردانيدن مهاجرين به مدينه و طلب تزويج ام حبيبه هم يك بار بوده است . ابن سعد از واقدى روايتى نقل مىكند كه حاوى بر سه مطلب است به اضافهء اينكه پيك حامل نامه عمرو بن اميه ضمرى بوده است « 5 » تفاوتى كه هست روايت خزاعى واقعه را
هامش
( 1 ) . السهيلى : الروض الانف ، 2 / 3 ، ص 304 ؛ الانصارى : المصباح ، 2 / 37 .
( 2 ) . ابن عبد البر : الدرر ، ص 134 ؛ محمد حميد اللّه : مجموعة وثائق السياسية للعهد النبوى و الخلافه الراشد ، بيروت ، 1403 ه ق ، ص 99 .
( 3 ) . الاستيعاب ، 2 / 497 ؛ الاصابة ، 2 / 524 .
( 4 ) . على بن محمد الخزاعى : تخريج الدلالات السمعيه ، بيروت ، 1405 ه ق .
( 5 ) . ابن سعد : الطبقات ، 1 / 207 ؛ بلاذرى : الانساب ، 1 / 438 ص 296 - 7 ، كلبى مىگويد : عمرو بن اميه ضمرى سه بار به حبشه رفت يك بار براى دعوت نجاشى به اسلام ، يك بار براى تزويج ام حبيبه و بار آخر براى بازگرداندن مهاجرين . مؤلف گويد : چه بسا امر بر وى مشتبه شده باشد ( جمهرة النسب ، بيروت : 1407 ، 1986 م ، ص 153 ) .