تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهجرة إلى الحبشة ( مهاجرت به حبشه ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
در يكى ديگر از منابع مىخوانيم كه قريش دو بار نماينده ، نزد نجاشى فرستادند ، يكى هنگام مهاجرت و يكى بعد از جنگ بدر كه در هر دو عمرو عاص نقش داشته ، اما در يكى عمارة بن وليد و در ديگرى عبد اللّه بن ابى ربيعه وى را همراهى كرده‌اند كه هر دو از بنى مخزوم‌اند . « 1 » سهيلى پاسخ مساعدى در جمع دو رأى مىدهد به اين صورت كه قريش عمرو عاص و عبد اللّه بن ابى ربيعه را به سوى نجاشى در مورد مهاجران فرستاد و عمارة بن وليد نيز همراه آنان بود « 2 » كه نشان مىدهد كه عماره با آنان رفيق راه بود نه شريك در مأموريت و گفتگو با نجاشى . سهيلى به دنبال مطلب مىافزايد : شايد همراهى عمارة بن وليد با عمرو عاص در سفر دوم بود كه ذكر آن در بيان اسلام آوردن عمرو عاص خواهد آمد . « 3 » ابن عبد البر نيز همين نظر را دارد ، بدين معنا كه عمرو عاص دو بار به نمايندگى از قريش نزد نجاشى رفته ، در بار اول عبد اللّه بن ابى ربيعه و در بار دوم عمارة بن وليد بن وليد همكار و همراه وى بوده‌اند . « 4 » آنچه مىتوان از چكيدهء روايات به دست آورد اين است كه عمرو عاص در هر دو سفارت ، رئيس گروه
هامش
( 1 ) . ابن سيد الناس : عيون الاثر ، 1 / 115 . ( 2 ) . السهيلى : الروض الأنف ، قاهره ، بيتا ، 1 / 2 ، ص 90 - 91 . ( 3 ) . همان ، 1 / 2 ؛ ابو بكر : معالم الهجرتين ، ص 122 - 123 . اين مؤلف معتقد است ، قريش فقط يك هيأت نمايندگى فرستادند ؛ مركب از عمرو عاص و عمارة بن وليد و عبد اللّه بن ابى ربيعه . ( 4 ) . ابن عبد البر : الدرر ، ص 143 ؛ 2 / 296 ؛ ابو الفرج اصفهانى : الاغانى ، 9 / 75 - 69 . طبق رواياتى كه به طور پراكنده در اين كتاب‌ها آمده است عماره با زن عمرو عاص رابطهء عاشقانه داشت و عمرو عاص در صدد انتقام بود ، تا اينكه عماره را به عشقبازى با يكى از زنان يا كنيزكان نجاشى متهم كرد ، و نجاشى عماره را جادو كرد به طورى كه با حيوانات وحشى سر به بيابان گذاشت . [ « عماره مردى زيبا بود ، در راه با عمرو عاص شراب نوشيدند و زن عمرو عاص نيز همراه بود ، عماره به عمرو عاص گفت : « زن را بگوى تا مرا بوسه‌اى دهد » و همين مايهء كينهء عمرو عاص شد ، وقتى به حبشه رسيدند ، عمرو عاص به عماره گفت : « تو مردى جميلى ، نزد زن نجاشى رو . . . » و چون عماره ، نزد زن نجاشى رفت ، عمرو پيش نجاشى رفت و شيطنت كرد . نجاشى دستور داد عماره را در جزيره‌اى انداختند . . . « و وحشى شد و در ميان وحوش مىبود » نهاية المسؤول فى رواية الرسول سعيد الدين محمد كازرونى ، ترجمه ابرقوهى ، تصحيح و تعليق محمد جعفر ياحقى ، انتشارات علمى فرهنگى ، ص 253 ] .