روايت عروة بن زبير و موسى بن عقبه نيز معلوم نيست به چه كسى منتهى مىشود و لذا محقق در روايت اين دو ترديد مىنمايد .
آنچه باقى مىماند روايت عبد اللّه بن مسعود و جعفر بن ابى طالب است كه هر دو نام عمارة بن وليد را ذكر كردهاند ، اما هيچ يك از دو روايت در برابر نقد مقاومت نمىكند ، زيرا در همراهى ابن مسعود با جعفر طى مهاجرت ترديد هست ، « 1 » و روايت جعفر نيز از طريق فرزندش عبد اللّه مىباشد كه در بهترين حالت هشت سال يا كمتر داشته « 2 » و همين در پذيرفتنى نبودن آن روايت كافى است و اگر به ياد داشته باشيم كه بلاذرى تأكيد كرده است عمارة براى تجارت رفته است نه سفارت ، پس دلالت روايت ابن مسعود و جعفر بر اينكه عمارة سمت نمايندگى داشته ، از قوت مىافتد .
و نيز از قرائنى بر نماينده بودن عماره از سوى قريش را دور از ذهن مىنماياند ، روايت ام سلمه است كه گويد : « قريش وقتى ديدند ما جايگاه و امنيتى يافتهايم ، تصميم گرفتند به سوى نجاشى پيام بفرستند كه ما را اخراج كند و تحويل قريش دهد ، پس عمرو عاص و عبد اللّه بن ابى ربيعه را همراه هدايايى براى نجاشى و اطرافيانش گسيل داشتند . » « 3 » كه پيداست عمارة بن وليد هيچ نقشى در اين مهم نداشته است .
هرگاه عماره را به كنارى بگذاريم ، روايت ام سلمه ، خود در معرض نقد است ؛ زيرا اولا تفصيلاتش در هم است و با روايت اسحاق نيز در مواردى اختلاف دارد ،
هامش
( 1 ) . موسى بن عقبه : المغازى ، ص 75 .
( 2 ) . عبد اللّه بن مسلم بن قتيبه : المعارف ، ص 206 .
( 3 ) . ابن اسحاق : السير ، ص 213 . نص روايت ام سلمه در پيوست 10 بخوانيد . ابن كثير اين روايت را با روايت موسى بن عقبه ، قدرى آميخته است و نيز ر ك : احمد بن حنبل المسند ، ج 1 ، ص 301 ، ج 5 ، ص 292 - 390 . جالب توجه اينكه در كتاب حذف من نسب قريش السدوسى ، قاهره ، 1960 ، ص 70 . عمارة بن وليد را سفير اصلى و عمرو عاص را همراه وى قلمداد كرده است . ابن اثير و الكامل ( 2 / 79 ) گويد : آنكه همراه عمرو عاص بود نامش عبد اللّه بن ابى اميه است .