همچنين با روايت ابن هشام كه از ابن اسحاق گرفته است . درست است كه دو روايت در مضمون اتفاق دارند ، اما در بعضى تفصيلات مختلفند و لذا اطمينان به هر دو تضعيف مىشود . « 1 »
نكتهء دومى كه زمينهء پذيرش روايت ام سلمه را ضعيف مىنمايد آن است كه ابن عبد البر به سند متصل از ابن شهاب زهرى نقل مىكند : مأموريت عمرو عاص و عبد اللّه بن ابى ربيعه بعد از واقعهء بدر ( سال دوم هجرت برابر 624 ميلادى ) بوده است ، مىنويسد : « وقتى واقعهء بدر اتفاق افتاد و خدا بزرگان قريش را هلاك كرد ، كفار گفتند خون بهاى كشتگان در حبشه است . پس دو مرد صاحب رأى را با هدايايى نزد نجاشى بفرستيد ، شايد مهاجران را تحويل دهد و شما به انتقام كشتگان بدر ، آنها بكشيد . پس كفار قريش ، عمرو عاص و عبد اللّه بن ابى ربيعه با هدايايى جهت نجاشى و بزرگان ديگر به حبشه فرستادند . « 2 »
دنبالهء روايت تا حدى شبيه روايت موسى بن عقبه است و تفصيل گفتگوى نجاشى و جعفر و عمرو عاص را شامل مىشود . « 3 »
آنچه بر اشكال روايت ام سلمه مىافزايد ، روايت آخر زهرى است كه تأكيد دارد بر اينكه قريش بعد از واقعهء بدر ، هيئتى نزد نجاشى فرستادند و سبب آن خونخواهى است ؛ كه البته توجيه پذير است . اما همين نشانهء ضعف روايت است زيرا ام سلمه اولين بانوى مهاجرى است كه وارد مدينه شد « 4 » حال آنكه واقعهء بدر دو سال بعد از هجرت بوده است .
هامش
( 1 ) . ابن اسحاق : السير ، ص 213 تا 216 ؛ ابن هشام : السيرة النبوية ، 1 / 356 - 363 ؛ الانصارى : المصباح ، 2 / 20 - 27 . ابن كثير : السيرة النبوية 2 / 17 - 23 كه در اينجا روايت ام سلمه و موسى بن عقبه را به هم آميخته است .
( 2 ) . ابن عبد البر : الدرر ، ص 5 - 134 ؛ المصباح ، 2 / 47 - 52 . نص ابن عبد البر را در پيوست 11 بخوانيد .
( 3 ) . موسى بن عقبه : المغازى ، ص 73 - 71 .
( 4 ) . ابن اسحاق : السير ، ص 222 .