تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهجرة إلى الحبشة ( مهاجرت به حبشه ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
چه مىگويند ؟ » . « 1 » موسى بن عقبه روايت چهارمى دارد كه حكايت از سرعت قريش در اعزام نمايندگان نزد نجاشى دارد . نمايندگان ، اسبى و جبه‌اى ابريشمين براى نجاشى فرستادند كه سفيهانى از مردم ما به سرزمين شما آمده‌اند كه نه كيش ما را قبول دارند نه كيش شما را ، پس آنان را تحويل ما بده . « 2 » عروة بن زبير نيز رواياتى ديگر دارد كه با ديگر روايات تفاوت مىكند و ما به زودى اشاره خواهيم كرد . « 3 » از مجموع آنچه گفتيم بر مىآيد نجاشى از وجود مسلمانان در سرزمين خودش اطلاع نداشته و تنها بعد از گفتار نمايندگان قريش ، از آنان با خبر شده است . چنان كه در روايتى مىپرسد : « آن‌ها كجا هستند ؟ » و در روايت ديگر به لحن استنكار مىگويد : « در سرزمين من ؟ » . البته از روايت جعفر و موسى بن عقبه به نظر مىآيد كه نجاشى از وجود مسلمانان در سرزمين خود اطلاع داشته و لذا آن خبر را غريب ندانسته بلكه در حضور نمايندگان قريش ، ايشان را احضار نموده تا حجتشان را بشنود . اين به منطق نزديك‌تر و پذيرفتنىتر است ؛ زيرا معقول نيست كه عدهء زيادى به عنوان پناهنده و طالب حمايت در برابر دشمنان و خواستار آزادى انجام مراسم مذهبى خويش ، وارد حبشه شوند و نجاشى آخرين كسى باشد كه از آن امر مطلع گردد . از روايت عروة بن زبير برمىآيد كه مهاجران و نمايندگان قريش مىكوشيدند زودتر به حضور نجاشى برسند و قضيهء خود را به عرض برسانند . اما به گمان مؤلف اين شكل ، خالى از تكليف نيست .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 19 ؛ نص روايت جعفر را در پيوست 7 بخوانيد . ( 2 ) . موسى بن عقبة : المغازى ، ص 71 ؛ بيهقى : دلايل النبوه ، 6 - 293 ، نص روايت موسى بن عقبه را در پيوست 8 بخوانيد . ( 3 ) . عروة بن زبير : مغازى ، ص 111 ، نص روايت عروة را در پيوست 9 بخوانيد .