پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله حبشه را از اين جهت نيز اختيار كرد كه براى اصحابش ، سرزمين غريب يا دوردستى نبود ؛ زيرا پناهگاه و رويكرد قريش بدانجا بود . « 1 » آنجا تجارت مىكردند و به درآمد و امنيت و داد و ستد نيكو ، دست مىيافتند . « 2 »
از يكى از روايات برمىآيد كه رابطهء قريش با حبشه منحصر به تجارت نبود ، بلكه نجاشى ميان زعماى قبايل عرب داورى نيز مىكرد . « 3 » پس با توجه به آنچه گفته شد عجيب نيست كه پيغمبر به اصحابش توصيه فرموده باشد كه به حبشه مهاجرت كنند .
اما چرا مهاجرت به داخلهء جزيرة العرب نبوده است يا نواحى مرزى كه از مكه دور باشد ؟
بايد اعتراف كرد كه اين سؤال پاسخ مقبولى ندارد ، البته اين هست كه اعراب [ در بادى امر ] پاسخ مساعدى به دعوت پيغمبر ندادند آنگونه كه از هيئتهاى نمايندگى قبايل در حج معلوم مىشد ؛ زيرا همگى زير نفوذ قريش قرار داشتند و از قريش مىهراسيدند ، چه بسا همين سبب مهاجرت مسلمانان به خارج از شبه جزيره بوده باشد . « 4 »
شايد پاسخ ديگر اين باشد كه مناطق اطراف جزيرة العرب در آن ايام تقريبا همگى در اختيار ايران بود همچون يمن و هلال خصيب [ و حيره ] ، مناطق يهودىنشين حجاز نيز غالبا طرفدار ايران بودند . « 5 » و حبشه تنها منطقهاى بود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله براى
هامش
( 1 ) . ابن اسحاق : السير و المغازى ، ص 167 .
( 2 ) . تاريخ الطبرى ، 2 / 328 - 329 ؛ تاريخ ابن خلدون ، 2 / 412 - 413 .
( 3 ) . بلاذرى : الانساب ، 1 / 73 .
( 4 ) . ابن اسحاق : السير و المغازى ، صص 233 - 232 ؛ ابن هشام : السيرة النبوية ، 2 / 63 - 68 ؛ ابن سعد : الطبقات الكبرى ، 1 / 216 - 2117 .
( 5 ) .Shahid , p . 23 .