است كه وقتى براى نجاشى مشكلى پيش مىآمد ، مهاجران ترس آن داشتند كه با ساقط شدن وى و جايگزين شدن شخصى ديگر ، دشوارىهايى براى آنان پديد آيد . به همين منظور مسائل را تعقيب مىكردند . به روايت ابن اسحاق : از بس مراعات كه نجاشى ايشان را مىكرد ، دعاى خير وى مىگفتند و دوام دولت وى مىخواستند تا اتفاق افتاد و لشكرى از بيرون به خصمى نجاشى در آمدند . صحابه از آن عظيم دل تنگ شدند ، گفتند : مبادا كه لشكر بيرون بر نجاشى غلبه كنند و آنگاه ايشان ما را نشناسند و حرمت ما ندارند . ام سلمه گويد : ما هرگز چنان دل تنگ نشديم كه آن روز كه گفتند كه : لشكرى به خصمى نجاشى در آمدند و صحابه شب و روز دست به دعا برداشته بودند و خداى را مىخواندند تا نجاشى بر ايشان ظفر يابد . چون نجاشى لشكر بكرد و به جنگ ايشان رفت ، صحابه از بس كه دل مشغول بودند از بهر ملك نجاشى ، زبير بن عوام را بفرستادند تا برود و ببيند كه ظفر كرا خواهد بود . . . نجاشى ظفر يافت بر لشكر دشمن خود و ايشان را به هزيمت كرد و از ايشان بسيار به قتل آورد . . . زبير باز آمد تا صحابه را از آن خبر باز دهد و صحابه چون زبير بديدند پيش وى دويدند . زبير آواز برداشت و گفت : بشارت باد شما را كه نجاشى بر دشمن خود ظفر يافت و حق تعالى دشمن وى مقهور كرد . صحابه شاد شدند و بعد از آن حكايت كردند و گفتند : هرگز چنان خرّمى به ما نرسيد كه آن روز كه زبير بشارت آورد كه نجاشى مظفر شد بر دشمن خود . « 1 » خبر بالا ، گاه در قالب گزارش يك شورش بر نجاشى نقل شده است نه حمله خارجى .
دشوارى ديگر نجاشى در حبشه شورش مردم بر ضد نجاشى بود . ابن اسحاق گويد جعفر بن محمد ، امام صادق عليه السّلام ، از پدرش برايم نقل كرد : مردم حبشه نزد
هامش
( 1 ) . سيرت رسول الله : 1 / 323 - 324