تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الهجرة إلى الحبشة ( مهاجرت به حبشه ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
به وجود آمد » . چون جعفر اين بگفت ، نجاشى از آن تعجب كرد و چوب پاره‌اى برگرفت و گفت : اى سبحان اللّه ! آنچه گفت يك حرف از صفت عيسى ، چنان كه در تورات و انجيل بود . خطا نكرد و نعت وى چنان كه بود بگفت . بطارقه چون ديدند كه نجاشى تصديق جعفر كرد در صفت عيسى ، ايشان را ناخوش آمد و روى بگردانيدند و گردن كج كردند ، چرا كه اعتقاد ايشان در حق عيسى نه آن بود كه جعفر گفته بود . چون بطارقه سرگران كردند و روى بگردانيدند ، نجاشى خشم گرفت و گفت : اگر خواهيد سرگران مىداريد و اگر مىخواهيد مداريد كه اعتقاد من در حق عيسى اين است كه وى گفت . بعد از آن ، روى باز صحابه ( مهاجران ) كرد و گفت : اى قوم ! برويد ، دل خوش داريد كه اگر به پرّى روى زمين زر و سيم پيش من فرو ريزند ، من شما را به دست رسولان قريش ندهم و بفرمود تا هديه‌ها كه آورده بودند بر ايشان رد باز كردند و گفت : اين تحفه‌ها و هديه باز ايشان دهيد كه من رشوت نستانم و فرمان كس نبرم بدان كه مسلمانان را بيازارم ؛ چنان كه حق تعالى رشوت قبول نكرد و فرمان كس نبرد چون ملك به من باز داد . « 1 » در نقلى ديگر آمده است كه نجاشى پس از سخنان جعفر گفت : به خدا سوگند ، عيسى بن مريم از آنچه گفتى به اندازهء اين چوب هم بالاتر نيست ! تا نجاشى اين جمله را گفت ، رنگ چهرهء وزرا تغيير كرد و از اين سخن بدشان آمد ! نجاشى گفت : گر چه شما را بد آيد . آن‌گاه به مهاجران گفت : برويد كه شما در سرزمين من در امانيد ؛ كسى كه به شما ناسزا گويد جريمه مىشود ( اين سخن را سه بار تكرار كرد ) . دوست ندارم كه در مقابل كوهى از طلا يكى از شما را آزار دهم . سپس به مأموران دربار گفت :
هامش
( 1 ) . سيرت رسول الله : 1 / 322 - 323