هجرت به حبشه وارد شده ، نشانگر آن است كه اين كار به دستور رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم صورت گرفته است .
در اين وقت بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم جعفر بن ابى طالب عليه السّلام ، پسر عموى خود را به عنوان نمايندهء خود برگزيد و او را امير و سرپرست مهاجران قرار داد و دستور فرمود تا با عدّهاى از مسلمانان به كشور حبشه هجرت كنند . نامهاى نيز خطاب به نجاشى نوشت و به جعفر بن ابى طالب داد تا تسليم نجاشى كند . در آن نامه آمده است :
و قد بعثت اليكم ابن عمّى جعفرا و معه نفر من المسلمين ، فاذا جاؤكم فاقرهم و دع التجبّر ، فإنّى أدعوك و جنودك الى اللّه ، فقد بلغت ، فاقبلوا نصحى و السّلام على من اتّبع الهدى .
همانا پسر عمويم جعفر و همراه او گروهى از مسلمانان را به سويت فرستادم ، هنگامى كه نزد تو آمدند از آنان مهمان نوازى نما و سركشى را از خود دور كن ، من تو و سپاهيانت را به سوى خدا فرا مىخوانم . همانا پيام خدا را رساندم و خيرخواهى كردم . پس خير خواهيم را بپذير ، درود بر كسى كه از هدايت پيروى كند .
گر چه سيره نويسان تاريخ نگارش اين نامه را در سال هفتم هجرت ، هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم درخواست بازگشت اصحابش را از نجاشى كرد ، نوشتهاند ، ولى پر واضح است كه اين مطالب و درخواستهاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مربوط به همان اوايل بعثت و هنگام هجرت به حبشه است نه وقت بازگشت .
[ نامه پيامبر به نجاشى و پاسخ وى ]
اما متن نامه ديگرى را نيز مورخان نقل كردهاند كه پاسخ نجاشى را به همراه دارد .
در نامه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه آن هم مىتواند همراه مهاجران ارسال شده باشد ، چنين آمده است :
بسم الله الرحمن الرحيم از محمد رسول خدا به نجاشى اصحمه پادشاه حبشه . سلام بر تو ، من حمد و ثناى فرمانرواى پاك سلامت و مؤمن و نگهبان مىگويم و شهادت مىدهم كه عيسى پسر