پيوست شماره
9 روايت عروة بن زبير از مهاجرت دوم « 1 »
عروه گويد : پس از بيرون رفتن جعفر و يارانش به سوى حبشه ، قريش عمارة بن وليد مخزومى و عمرو بن العاص سهمى را به دنبال آنها فرستادند كه در رسيدن به نزد نجاشى بر جعفر و يارانش پيشى گيرند . پس آن دو نزد نجاشى رفته و گفتند : اين مردى كه بين ما پيدا شده ، كار را بر ما تباه كرده و اكنون مىخواهد دين تو را نيز تباه كند و مملكت و حكومتت را به هم بزند و ما نيكخواه توايم و تو ذخيرهء راستين ما هستى كه به طايفهء ما نيكى مىكنى و تجار ما نزد تو امنيت دارند . پس قريش ما را نزد تو فرستادهاند كه به تو دربارهء تباهى مملكتت هشدار دهيم و اينان از ياران مردى هستند كه ميان ما خروج كرده و ما خلاف حقهايى كه از اينها سراغ داريم به تو خبر مىدهيم .
آنها عيسى را خدا نمىدانند و هنگام ورود به محضر تو سجده نمىكنند . پس آنها را به ما برگردان كه ما از گزند آنها تو را كفايت مىكنيم .
پس جعفر و يارانش در همان هنگام فرا رسيدند در حالى كه عمرو و عماره پيشتر ، نزد نجاشى آمده بودند . جعفر چون چنين ديد ، گفت : « حزب اللّه اذن دخول مىطلبد »
هامش
( 1 ) . در كتاب مغازى رسول اللّه ، صص 114 - 111 .