پيوست شماره
10 روايت ام سلمه « 1 »
ابن اسحاق گويد : بعد از آنكه بلا شدت يافت و فتنه بزرگ شد ، قريش بر اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله تاختند و اين فتنهء آخر بود كه باعث مهاجرت عدهاى به سوى حبشه گرديد ؛ بعد از مهاجرت گروهى كه بار اول رفته بودند .
ابن اسحاق از زهرى و او به يك واسطه از ام سلمه روايت مىكند كه گفت : چون زندگى در مكه بر ما تنگ شد و اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله مورد آزار و آزمون قرار مىگرفتند و پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله نيز نمىتوانست از آنان دفاع نمايد ، در حالى كه خود حضرت در حفاظ خويشاوندان ، خصوصا عمويش [ ابو طالب ] بود و به اندازهء اصحاب به او آزار نمىرسيد ، پس حضرت به مسلمانان فرمود : در حبشه فرمانروايى هست كه نزد او بر كسى ستم نمىرود ؛ به سرزمين وى ملحق شويد ، شايد خداوند براى شما گشايشى و راه بيرونشدى از اين گرفتارى كه داريد ، قرار دهد . ام سلمه گويد : ما دسته دسته به حبشه رفتيم تا در آنجا جمع شديم و در جايگاه خوبى و نزد پناه دهندهء خوبى منزل كرديم در امنيت كامل دينى و بدون هراس از ظلم .
قريش وقتى ديدند ما به امنيت دست يافتهايم بر آن شدند كه نمايندهاى نزد نجاشى
هامش
( 1 ) . ابن اسحاق : السير و المغازى ، صص 5 - 213 ؛ قس : السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 1 ، صص 362 - 356 .