تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
محمّد بن عبّاس شوم ، و اعتماد داشتم به ديانت و صيانت او ، پس نوشته‌اى ورود يافت كه اسدى نيكو عديلى است ، اگر محمّد بن عبّاس بيايد اختيار مكن او را بر اسدى ، پس اسدى آمد و عديل او شدم .

[ راهيابى مرد مصرى به سوى حضرت و سپردن مال ]

ديگر روايت است از حسن بن عيسى العريضى ، كه چون رحلت فرمود حضرت امام حسن بن على عليهم السّلام ، مردى آمد به مكّه ، با مال بسيار كه به حضرت صاحب الامر عليه السّلام برساند آن مال را ، پس اختلاف يافت در باب آن حضرت ، بعضى از مردمان مىگفتند كه : ابو محمّد درگذشت ، و او را فرزندى نبود ، و بعضى مىگفتند : خلف بعد از او جعفر است ، و بعضى ديگر مىگفتند : خلف بعد از او فرزند اوست ، پس فرستاد آن مرد مصرى مردى را كه كنيت او ابو طالب بود به جانب عسكر تا تفحّص آن امر نمايد و با وى كتابتى بود ، ابو طالب مذكور آمد به نزد جعفر كذّاب ، و از او برهان طلبيد ، جعفر گفت كه : هنوز وقت آن نرسيده ، پس آن مرد آمد به سوى باب و كتابت را رسانيد به بعضى از اصحاب ما كه موسوم بودند به سفارت ، پس توقيع بيرون آمد كه : خداى تعالى اجر دهد مرا در باب صاحب تو ، كه او مرده و وصيّت كرده به مالى كه بود با او به مردى ثقه كه عمل كند در آن به چيزى كه واجب است ، و امر آنچنان بود كه حضرت فرمود .

[ خبر شمشير ]

ديگر روايت است از على بن محمّد كه بار كرد مردى از اهل آبه چيزى چند كه برساند به خدّام آن حضرت ، از آن جمله شمشيرى بود كه در محلّ بار كردن فراموش كرد ، چون آن چيزها به آن حضرت و اصل شد ، نوشته‌اى به او فرستاد مشتمل بر وصول آن چيزها ، و در آن توقيع نوشته بود كه بر چه وجه است خبر شمشيرى كه فراموش كرده بود ؟

[ مرگ جنيد ]

ديگر روايت است از حسن بن محمّد اشعرى كه : وارد شد كتابت ابى محمّد عليه السّلام در اجراى حكم بر جنيد كه كشنده فارس بن حاتم بن ماهويه بود و از آن ابى الحسن و