است ) ، و فلان چند داده ، و فلان چند فرستاده ، و بر اين قياس وصف مىكرد تا تمام را بيان نمود ، بعد از آن جامههاى ما و بارهاى چهارپايانى كه داشتيم نشان داد ، همه بر زمين افتاده ، سجدهء شكر به جاى آورديم ، و هر چه مىخواستيم ، پرسيديم و مسائل ما را جواب گفت ، و اموال را به خدمتش برديم ، و حضرت قائم ما را امر كرد كه بعد از آن به سرّ من رأى نبريم ، و در بغداد مردى را از براى ما نصب فرمود كه : مال را به نزد او مىبرده باشيم ، و بيرون آمد بعد از آن ، از نزد آن حضرت توقيعات ، آن جماعت گفتند كه : پس ما برگشتيم و آن حضرت كفن و حنوط به محمّد بن جعفر حميرى داد ، و با او گفت : اعظم اللّه اجرك فى نفسك و او در برگشتن هنوز به عقبهء همدان نرسيده بود كه رحلت نمود - رحمة اللّه عليه .
بعد از آن شيعيان مال را به بغداد به خانهء آن كسانى كه آن حضرت نصب فرموده بود ، مىرسانيدند و بيرون مىآمد از نزد ايشان توقيعات .
ابن بابويه - رحمة اللّه عليه ، بعد از نقل اين حديث مىگويد كه : اين خبر دلالت مىكند كه خليفه مىدانسته كه اين امر ( يعنى : امر امامت و خلافت ) چگونه است ، و جايش كجاست ، و از اين جهت بود كه بازداشت از آن جماعت و از آنچه با ايشان بود از اموال ، خصم را ، و دفع كرد جعفر كذّاب را از مطالبهء ايشان ، و امر نكرد كه آن اموال را به او تسليم كنند ، الّا آنكه بر او لازم بود كه از براى پاس دولت خود مخفى دارد اين امر را ، ( يعنى : ظاهر نكند كه امامت و خلافت حق ائمّه معصومين عليهم السّلام است ) كه مبادا شهرت كند ، و مردمان ايشان را بشناسند ، و ميل به ايشان كنند ، و حال آنكه در آن وقت كه امام عليه السّلام رحلت كرد ، جعفر بيست هزار مثقال طلا از براى خليفه برد ، و گفت : اى امير المؤمنين ! توقّع دارم كه مرتبه و جاى برادرم امام حسن را به من بدهى ، خليفه گفت : مرتبه و منزلت برادرت با ما و به دست ما نبود ، بلكه از جانب خدا بود ، و ما جهد و كوشش در انحطاط درجهء او مىنموديم ، و سعى داشتيم كه او را از آن مرتبه نازل
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 568
مساهمون: مير لوحى
ص٥٦٨