تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
سازيم ، امّا خدا از ارادهء ما ابا داشت ، و هر روز مرتبهء او را زياده مىگردانيد ، به سبب آنچه در او بود از صيانت و دين‌دارى و امانت و پرهيزكارى و حسن سمت و علم و عبادت ، پس اگر تو را نزد شيعهء برادرت مرتبه و منزلت او هست ، هيچ احتياج به ما نيست ، و مفتقر به آن نيستى كه ما اين مرتبه را به تو بدهيم ، و اگر آن حال و رتبه كه او داشت تو را نيست ، به دادن ما آن مرتبه تو را هرگز حاصل نمىگردد . اين شكستهء حزين ( يعنى : محرّر و مترجم اين اربعين ) مىگويد كه : آنچنان كه از بعضى از اخبار مستفاد مىشود ، با آنكه پيش از اين قضيه ، جعفر اين طور دست و پايى زده بود ، و تير مرادش بر سنگ آمده ، اين گونه جوابى شنيده بود باز از غايت بىسعادتى طلب اين امر مىنمود ، چون مناسبتى دارد به خاطر قاصر مىرسد كه اگر اين مختصر از ترجمهء آن خبر نيز خالى نماند ، بهتر باشد .

[ حديثى از « كشف الغمّة » اربلى ]

در كتاب « كشف الغمّة » و چند كتاب ديگر از كتب معتبره مذكور است آنچه خلاصهء مضمونش اين است كه : احمد بن عبيد اللّه بن خاقان مىگفت : نديدم در شهر سرّ من رأى كسى را از طبقهء علويّه و طايفهء عباسيّه و غير ايشان در فضل و علم و صلاح و تقوى ، و زهادت و عبادت ، و قبول خاطر دوست و دشمن و محبّت و مودّت مرد و زن ، و عزّت و احترام نزد خاص و عام ، چون حسن بن على بن محمّد بن الرّضا عليهم السّلام . روزى نزد پدرم ايستاده بودم كه دربانان خبر آوردند كه اينك ابو محمّد بن الرّضا مىآيد ، و پدرم به آواز بلند گفت كه : راه دهيد آن حضرت را ، پس تعجب آمد مرا زيرا كه در خدمت او به كنيت ذكر نمىكردند هيچ كس را مگر خليفه ، يا ولىّ عهد خليفه ، يا كسى را كه از جانب خليفه امر شده باشد ، و چون آن حضرت درآمد ، مردى ديدم خوب روى و خوش موى و خوش گفتگوى و خوش‌اندام ، با جلالت و هيبت تمام ، چون پدرم او را ديد ، به استقبالش دويد ، و با او معانقه نموده ، پيشانيش را بوسيد ، و