نيست كسى را كه او را به نام و به كنيت ذكر كند ، تا زمانى كه ظاهر سازد خداى تعالى دولت و سلطنت او را ، پس پنهاندار ، اى ابراهيم ! آنچه ديدى و آنچه شنيدى از ما امروز ، الّا از اهلش ، پس بر ايشان و آباى كرام ايشان صلوات فرستادم و بيرون آمدم در حالتى كه مستظهر به فضل خداى تعالى بودم ، و وثوق و اعتماد بود مرا بر آنچه شنيدم از حضرت صاحب الزمان عليه السّلام ، پس بشارت داد مرا عمّ من ، على بن فارس كه معتمد خليفهء عباسى برادر خود ابو احمد را فرستاد به قتل عمرو بن عوف ، تا او را گرفته بند از بند جدا كرد ، الحمد للّه ربّ العالمين .
چون در حديث بيستم و حديث سى و يكم اشارهاى به زشتى كردار جعفر كذّاب شده ، در اين مقام به ذكر ترجمهء حديث وفات حضرت امام حسن بن على عسكرى عليهما السّلام كه در آن شمّهاى از شيمهء ذميمهء جعفر مذكور است ، اقدام مىنمايد .
حديث وفات حضرت امام حسن بن على عسكرى عليهما السّلام [ از كتاب « فرج كبير » محمد بن هبة اللّه طرابلسى ]
شيخ ابو عبد اللّه محمّد بن هبة اللّه طرابلسى ، در كتاب « فرج كبيرش » نقل نموده ، و به سند خود از ابى الاديان كه يكى از چاكران حضرت امام عليه السّلام بود ، روايت كرده كه او گفت : به خدمت حضرت ابى محمّد عليه السّلام شتافتم ، آن حضرت را ناتوان و بيمار يافتم ، آن جناب نامهاى چند نوشته به من داد و فرمود كه : اين نامهها را به مداين رسان ، و به فلان و فلان از دوستان ما بسپار ، و بدان كه بعد از پانزده روز ديگر به اين بلده خواهى رسيد ، و آواز نوحه از خانهء من خواهى شنيد ، و مرا در غسلگاه خواهى ديد ، ابو الاديان مىگويد كه گفتم : اى خواجه و مولاى من ! چون اين واقعهء عظمى روى دهد ، حجّت خدا و راهنماى ما كه خواهد بود ؟ فرمود : آن كسى كه جوابهاى نامههاى مرا از تو طلب نمايد ، گفتم : زياده از اين هم اگر نشانى مقرّر فرماييد چه شود ؟
فرمود كه : آن كسى كه بر من نماز گذارد ، او حجّت خدا و امام و راهنما و قائم به امر است بعد از من ، پس نشانى زياده بر آن از آن سرور عالميان طلب نمودم ، فرمود :