تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
مكتوب بود كه :
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
« 1 » دويم : آنكه حكيمه خاتون گفت كه : بعد از چهل روز از ولادت آن حضرت به نزد حضرت ابى محمّد عليه السّلام رفتم ، مولاى خود حضرت صاحب عليه السّلام را ديدم كه در آن خانه سير مىفرمود ، و نديده بودم رويى نيكوتر از روى او ، و زبانى فصيح‌تر از زبان او ، ابو محمّد عليه السّلام فرمود كه : اين مولودى است گرامى نزد حقّ تعالى ، از روى تعجّب گفتم : اى خواجه و مولاى من ! مىبينم از امر او آنچه مىبينم ( يعنى : عجب حالتى مشاهده مىكنم ) در چهل روزگى مشى مىنمايد و به زبان فصيح تكلّم مىكند ؟ آن حضرت تبسم نمود و فرمود : اى عمّه ! آيا ندانسته‌اى كه ما معاشر امامان نموّ مىكنيم و مىباليم در يك روز آن مقدار كه غير ما در سالى مىبالند ؟ پس برخاستم و سر مبارك او را بوسه داده و برگشتم ، بعد از آن معاودت به آن منزل نمودم و تفحّص حضرت صاحب عليه السّلام كردم ، او را نديدم از امام عليه السّلام پرسيدم كه : مولاى ما كجاست كه او را نمىبينم ؟ فرمود كه : اى عمّه ! به وديعت داديم او را به آن كسى كه مادر موسى به وديعت داد موسى را به او . و در روايت ديگر واقع است آنچه خلاصهء مضمونش اين است كه : حضرت امام حادى عشر به روح القدس كه به صورت مرغى مرئى شده بود ، امر كرد تا آن حضرت را برداشته ، برد و باقى ملائك كه به صورت مرغان نزول كرده بودند از پى رفتند ، و نرجس خاتون گريست ، و امام عليه السّلام او را تسلّى داده فرمود : اسكتى فانّ الرّضاع يحرم عليه الّا من ثدييك و سيعاد اليك كما ردّ موسى عليه السّلام الى امّه و ذلك قول اللّه - عزّ و جلّ :
فَرَدَدْناهُ إِلى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ
« 2 » هر كه جوياى تفصيل اين حديث باشد ، بايد كه به كتاب « كمال الدّين و تمام
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء آيهء 81 . ( 2 ) . سورهء قصص آيهء 13 .