تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
جعفر عليه السّلام فرستاد » غلط است و افتراء بلكه بعد از آنكه خلافت را به آل عباس داده بود و خلافت بر ايشان قرار گرفته بود ، نامه به آن حضرت فرستادن هم از روى مكر بود ، چنان كه مذكور ساخت ، اين است كه [ مؤلّف رحمه اللّه ] مىفرمايد كه : عبارتى كه محمّد شهرستانى ، كه از جملهء مشاهير علماى مخالفين است ، در كتاب « ملل و نحل » آورده است كه : « و كان أبو مسلم صاحب الدّولة على مذهب الكيسانيّة فى الأوّل ، و اقتبس من دعاتهم العلوم الّتى اختصّوا بها ، و أحسّ منهم أنّ هذه العلوم مستودعة فيهم ، فكان يطلب المستقرّ فيه ، فنفذ إلى الصّادق جعفر بن محمّد : إنّى قد أظهرت الكلمة و دعوت الناس من موالاة بنى اميّة إلى موالاة أهل البيت ، فان رغبت فيه ، فلا مزيد عليك ، فكتب إليه الصّادق : ما أنت من رجالى و لا الزّمان زمانى ، فحاد أبو مسلم إلى أبى العبّاس [ عبد اللّه ] بن محمّد [ السّفاح ] و قلّده [ أمر ] الخلافة . » ، بيشترين كذب است و افترا ؛ زيرا كه ثقاة روات آورده‌اند كه پيش از ظهور ملك بنى عبّاس ، ابو سلمهء خلّال بود كه نامه‌اى به امام جعفر عليه السّلام فرستاد ، و ابو مسلم آخر او را به همين سبب به قتل رسانيد ، ديگر آنكه ثقات و عدول روايت كرده‌اند ، و به تواتر رسيده كه : چون لشكر خراسان به كوفه رسيدند ، حسن بن قحطبه و حميد بن قحطبه سفّاح را بر تخت نشانيدند ، [ و ] نامه به ابو مسلم فرستاده ، او را بر صورت حال مطّلع گردانيدند ، ابو مسلم در آن وقت اظهار مذهب باطل خود نموده ، از براى سفّاح از اهل خراسان بيعت گرفت . با آنكه عبارت شهرستانى هم مشتمل است بر ذمّ ابو مسلم ، چه بر فرض صحّت قول او ، امام عليه السّلام در جواب نامهء او نوشته بود كه تو از رجال ، يعنى : از شيعهء ما نيستى ؛ و كلام معجز نظام حضرت امام عليه السّلام كه « و لازالة جبل عن موضعه ايسر من زوال ملك لم ينقض أجله » چنان كه ثقة الاسلام روايت كرده ، دليلى است روشن و برهانى مبيّن بر آنكه نامه فرستادن ابو مسلم بعد از استقرار ملك بنى عبّاس بوده .

[ مكر منصور در كشتن ابو مسلم ]

امّا ابو اسحاق چون به روميّهء مداين رسيد ، ابو جعفر او را نويدها داده با او گفت