تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
قاصد گفت : نامه را بخوانيد ؛ و هرچه رأى شما مقتضى آن باشد در جواب بنويسيد .

[ سوزانده شدن نامه به دست امام صادق ع ]

عبارت صاحب كتاب « كفاية البرايا » است كه : قال الصّادق عليه السّلام لخادمه : « قرّب منّى السّراج فقرّبه منه فوضع عليه السّلام عليه كتاب أبى سلمة فأحرقه ، فقال : أ لا تجيبه ؟ قال عليه السّلام : قد رأيت الجواب . » يعنى : « پس گفت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام به خادم خود كه : چراغ را به من نزديك گردان ، خادم چراغ را به نزد آن حضرت برد ، پس آن جناب گذاشت كتابت ابو سلمهء خلّال را بر چراغ و بسوخت آن مكتوب را ، بعد از آن قاصد گفت : آيا جواب نمىدهى او را ؟ آن حضرت فرمود كه : به تحقيق كه ديدى جواب را . »

[ گفتگوى امام با عبد الله ]

پس قاصد از مجلس امام عليه السّلام بيرون آمده به نزد عبد اللّه بن حسن مثنّى رفت ، پس عبد اللّه بن حسن قبول كرد كتابت او را ، و سوار شده نزد امام جعفر صادق عليه السّلام رفت ، ملخّص مقال آنكه ، به آن حضرت گفت كه : مكتوب ابو سلمهء خلّال به من رسيد ، و ابو سلمه مرا دعوت نموده به امر خلافت ، و مرا احقّ مردمان ديده به اين كار ؛ و به تحقيق كه شيعهء ما از خراسان آمدند به پيش او ، حضرت امام عليه السّلام به او گفت : كى شيعهء تو شدند ؟ آيا تو فرستادى ابو مسلم را به خراسان و امر كردى او را به پوشيدن لباس سياه ؟ آيا تو مىشناسى يكى از ايشان را به نام و نسبش ؟ عبد اللّه گفت : نه ، امام عليه السّلام فرمود : پس چگونه ايشان شيعهء تو شدند و حال آنكه تو ايشان را نمىشناسى و ايشان تو را نمىشناسند ؟ مجملا حضرت فرمود كه : « قد جاءنى مثل ما جاءك فانصرف غير راض بما قاله » يعنى : « آمد به من مثل آن نامه‌اى كه آمد به تو ، پس برگرد و راضى مباش به آنچه گفته است ابو سلمهء خلّال . »

[ پاسخ ندادن اشرف ]

امّا اشرف بن علىّ بن الحسين ردّ كرد كتابت را و گفت : من نمىشناسم آن كسى را كه اين مكتوب فرستاده است ، پس جواب داد قاصد را . اين حكايت را مسعودى رحمه اللّه نيز در « مروج الذّهب » ايراد نموده ، امّا ذكر اشرف
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 377 | مير لوحى