لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
« 1 » يعنى : « بدان كه لعنت خداست بر دروغگويان »
و در بعضى از كتب حكمت عملى مسطور است كه مردم هر مدينهاى بر پنج صفتاند : اوّل : خيّرانند ، كه خير ايشان را سرايتى هست ، و ايشان نيكوكارترين مردمان و لايق صحبت ملوك و سلاطيناند ، دوّم : خيرند ، كه خير ايشان را سرايتى نيست و اين طايفه قابل تربيت باشند ، سيّم : آنكه نه خيرند و نه شرّ ، اين جماعت را بايد بر خير ترغيب نمود ، چهارم : آنكه شرير باشند و شرّ ايشان را سرايتى نباشد ، اين طايفه را بايد حقير داشت تا به خير گرايند ، پنجم : آنكه بالطبع شرير باشند ، و اين صنف بدترين اهل عالمند و مستوجب بند و زندان ؛ و شرّ اين طايفه سرايت كند و ايشان اضداد اخيار باشند ، بدى را دوست دارند و نيكى را دشمن ، مانند حيوانات موذيّه و چون سگ ديوانه و گرگ و خوك و مانند آن ، و اين طايفه را نيز اقسام است كه بعضى را به زجر از بدى مىتوان بازداشت ، و بعضى را به قطع اعضاء و زندان مؤبّد ؛ و گفتهاند كه قصّهخوانان دروغگوى و افسانهخوانان سختروى از اين طايفهاند ، چه ، مضرّت مىرسانند با « 2 » حكايات كاذبه ، و فريب خاطر مردمان مىدهند و تضييع قابليّت ايشان مىنمايند .
مسودّ اوراق گويد : بىشكّ قصّاص خرّاص فريبنده ، گروهى بودهاند در شمار زيانكاران گمراه كنندهء طايفه ، مؤيّد اين حال و مصدّق اين مقال آنكه : از اواخر سنهء اثنى و ثلاثين و تسع مائة ( 932 ) ، كه به تجديد نهى از اين منكر وقوع پذيرفته ، و لعن و طعن ابو مسلم شيوع گرفته تا اين زمان ، كه اوايل سنهء ثمان و ثلاثين و تسع مائة ( 938 ) است ، با آنكه عوام كالانعام از علماى كرام و فضلاى عظام از حال آن شقىّ استعلام نمودهاند ، هنوز بعضى از ايشان از اختلاب ياوهگويان شيطان صفتان ، چنان كه عادت
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران آيهء 61 .
( 2 ) . اصل : به .