بود در شطّ انداختند ، [ . . . ] « 1 » .
مسعودى رحمه اللّه در « مروج الذهب » و كيدرى قدّس سرّه در « كفاية البرايا » ايراد نمودهاند كه :
بعضى از سفيهان در حوالى نيشابور قبرى كه به حدّ اندراس رسيده بود تعمير نموده آن را قبر ابو مسلم نام كرده بودند و آن را مطاف عوام كالانعام ساخته .
مجملا به موجب حديث :
« من أعان ظالما سلّطه اللّه عليه »
ابو مسلم مروزى در دست بنى عبّاس كه اعانت ايشان نموده بود كه : لمّا نمى قتل أبى مسلم إلى خراسان و غيرها من الجبال اضطربت الخرميّه التى تدعى بالمسلميّة القائلين بأبى مسلم و امامته و قد تنازعوا فى ذلك بعد وفاته ، فمنهم من رأى أنّه لم يمت و لن يموت حتّى يظهر فيملأها عدلا ، و فرقة قطعت على موته و قالت بامامة ابنته فاطمة و هؤلاء يدعون « الفاطميّة » ،
[ يعنى : ] چون رسيد خبر قتل ابو مسلم به خراسان و غير خراسان از ولايت جبال ، مضطرب شدند خرميّه و ايشان طايفهاى بودند كه قايل بودند به امامت ابو مسلم و به تحقيق كه منازعه نمودند بعد از فوت او ، بعضى گفتند كه : او نمرده است و هرگز نميرد تا ظهور كند و عالم را پر از عدل و داد كند ، و گروهى گفتند : مىدانيم كه او مرده است و اين گروه قايل شدند به امامت دختر او « فاطمه » و اين فرقه را « فاطميه » گويند .
مسعودى رحمه اللّه از اكابر علماى اماميّه است و نواب مير سيّد احمد - مدّ اللّه ظلّه العالى - در اوّل رسالهء « اظهار الحقّ و معيار الصّدق » تعريف مسعودى و كتابهائى كه
هامش
( 1 ) . در اينجا تا حدودى از جانب نسّاخ سهو قلم رخ داده بود كه على الظّاهر اصلاح شد