فصل دوم در بيان مذهب أبو مسلم مروزى
بدان كه « كيسانيّه » كه محمّد بن الحنفيّة - قدس اللّه سرّه - را امام مىدانند چندين طايفهاند : بعضى بعد از امام حسن و امام حسين عليهما السّلام قايل شدهاند به امامت او ، و بعضى بعد از امير المؤمنين عليه السّلام او را امام دانستهاند ، مانند ابو مسلم [ مروزى ] و اتباعش و بعد از محمّد الحنفيّة قايل شدهاند به امامت پسرش ابو هاشم بن محمّد ، و بعد از ابو هاشم ، على بن عبد اللّه بن عبّاس بن عبد المطلّب را امام دانستهاند و بعد از او پسر او محمّد بن على را ، و بعد از او پسر او ابراهيم بن محمّد را كه او را « ابراهيم امام » مىگفتند ، و اين ابراهيم آن كسى است كه ابو مسلم را به دعوت اهل خراسان فرستاده چنان كه گذشت ، و بعد از ابراهيم قايل شدهاند به امامت برادر ابراهيم ، ابو العباس عبد اللّه بن الحارثيّة كه مشهور بود به سفّاح ، و اين طايفه را « جرمانيّون » گويند يعنى :
منسوب به جرمان كه ابو مسلم عبد الرحمن بن احمد مروزى است ، و اين جرمانيّون بعد از سفّاح اعتقاد داشتند كه ابو مسلم امام است .
پس دانسته شد كه ابو مسلم فاسد عقيده بوده است و بعد از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همچنين به امامت امير المؤمنين عليه السّلام قايل شده ، اگر چه در آن نيز ثابت نبوده و به امامت هيچ كس ديگر از ائمّهء هدى عليهم السّلام مطلقا قايل نشده .
فصل سوم در تبيين آنكه ابو مسلم مروزى از معاندان اهل بيت عليهم السّلام بوده
بدان كه ابو سلمهء خلّال كه موسوم بود به حفص بن سليمان و ملقّب بود در آن زمان به وزير آل محمّد عليهم السّلام و از مردم همدان بود ، كتابتى فرستاد به خدمت امام به حق ناطق حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام كه حضرت امام از مدينه به كوفه آيد تا