تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
آن شب قحطبه در آب غرق شد ، مردمش از حال او آگاهى نداشتند ، چون لشكر يزيد بن عمرو منهزم گشتند ، قحطبه پيدا نبود ، ناگاه اسبش را ديدند زين و لجام تر شده ، دانستند كه قحطبه غرق شده است ، حسن ابن قحطبه را بر خود امير ساختند و روى به كوفه آوردند . چون خبر انهزام لشكر عراق به مروان رسيد ، ابراهيم بن محمّد بن علىّ ابن عبد اللّه بن عبّاس را [ كه در بند داشت ] به قتل رسانيد ، امّا حسن بن قحطبه با لشكرهاى آراسته و عظمت تمام به كوفه آمد و در آن وقت شيعهء بنى عبّاس در كوفه بسيار بودند ، يكى از ايشان حفص بن سليمان بود كه متابعان بنى عبّاس او را « وزير آل محمّد » مىگفتند ، و كنيتش ابو سلمه و لقبش خلّال بود ، [ او آن كسى بود كه سفّاح و برادران و خويشانش در خانهء او پنهان بودند ] حسن بن قحطبه ، ابو سلمهء خلّال را تعظيم تمام نمود و ابو سلمه احوال بنى عبّاس را پنهان مىداشت و ايشان را از خانه بيرون نمىگذاشت ، به سبب آنكه كتابتى چند به مدينه فرستاده بود و انتظار رسيدن جواب مىكشيد . محمّد بن الحسين [ البيهقى الكيدرى ] رحمه اللّه در « كفاية البرايا » آورده ، و در بعضى ديگر از كتب معتبره مسطور است كه : چون سفّاح و اهل او آمدند به كوفه از روى سرّ نزد ابو سلمهء خلّال ، پنهان داشت ابو سلمهء خلّال ايشان را ؛ و عزم آن نمود كه خلافت را به شورى حواله نمايند ميان فرزندان امير المؤمنين عليه السّلام و اولاد عبّاس ، تا ايشان اختيار نمايند به خلافت هر كس را خواهند ، باز با خود گفت كه : مىترسم كه اتّفاق ننمايند ، پس عزم آن نمود كه بگرداند امر خلافت را به سوى فرزندان امير المؤمنين عليه السّلام ، پس سه نامه نوشت به سه كس از اولاد امير المؤمنين عليه السّلام ، يكى به حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام و نامه‌اى ديگر به يكى از فرزندان امام زين العابدين عليه السّلام كه ملقّب بود به « اشرف » ، و مكتوب ثالث به عبد اللّه بن حسن مثنّى .
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 219 | مير لوحى