تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
بن جديع با جمعى از مردم خويش و گروهى از شيبانيّه به ابو مسلم پيوست ، نصر متوهّم شده به شهر مرو درآمد ، ابو مسلم نيز به شهر داخل شده ، به گرفتن بيعت مشغول گشت ، نصر در قصر خويش متحصّن گرديد ، و چون كار بر او تنگ شد ، شبى با جمعى از فرزندان و متابعان گريخته به سرخس رفت و از آنجا روى به طوس آورد ، در آن شهر سپاهى بر سر او جمع گشتند ، و از آنجا به جرجان نزد نباتة بن حنظله رفت و از جرجان متوجّه رى شده در آن شهر مريض گشت ، پس او را در محفّه‌اى نشانيدند ، و چون به ساوه رسيد ، در شوّال سنهء ثلاثين و مائه ، كالبد شومش در آن ديار در خاك هلاك و مغاك بوار مدفون گشت . امّا چون ابو مسلم بر فرار نصر سيّار اطلاع يافت ، مسرعان به طلب او فرستاده ، ايشان هرچند شتافتند او را نيافتند ، در همان ايّام قحطبة بن شبيب كه ابو مسلم او را به نزد ابراهيم بن محمّد فرستاده بود از راه رسيد ، ابو مسلم او را سپهسالار گردانيده ، با چند تن از داعيان و لشكر بىكران به طرف طوس فرستاد تا آن شهر را با ساير ولايات مروانيان مسخّر نمايند ، [ و لشكرها به اطراف خراسان و خوارزم و ما وراء النّهر ارسال نموده تا تمام آن ولايات را مسخّر ساختند و در آن واقعات خلقى بىاندازه كشته ] و در همان ايّام به سببى كه در كتب مبسوطه مسطور است ، مروان حمار دانست كه ابراهيم بن محمّد كه او را « ابراهيم امام » مىگفتند ابو مسلم را برانگيخته ، و اهل فتنه و غوغا دم از دوستى و متابعت او مىزنند ، جمعى را به خيمه‌اى فرستاد كه در آن وقت ابراهيم و برادران و خويشانش آنجا بودند ، تا او را گرفته به حرّان بردند ؛ پس مروان حمار او را در بند كشيد ، آنگاه برادران و خويشان ابراهيم از خيمه گريخته به كوفه رفتند و در خانهء ابو سلمهء خلّال پنهان شدند . [ امّا ابو مسلم مروزى بعد از فرستادن قحطبه به جانب طوس لشكرها به اطراف خراسان و خوارزم و ما وراء النّهر فرستاد تا تمام آن ولايات را مسخّر ساختند و در آن