ننمايند ، الّا وقتى كه او رخصت دهد ، و همين مىگفته باشند كه ما خلق را به يكى از آل محمّد مىخوانيم و آن شقى آل عبّاس را آل محمّد مىدانست ، و اين نيز يكى از مطاعن او است .
ابن بابويه رحمه اللّه كه علماى اماميّه او را « صدوق » مىگويند ، در [ كتاب ] « امالى » آورده به اسناد از ابى بصير كه : او گفت :
« قلت للصّادق جعفر بن محمّد عليهما السّلام : من آل محمّد ؟ قال عليه السّلام : ذرّيّته ، قلت : من أهل بيته ؟ قال عليه السّلام : الأئمّة الأوصياء ، فقلت : من امّته ؟ قال عليه السّلام : المؤمنون الّذين صدّقوا بما جاء من عند اللّه - عزّ و جلّ - المتمسّكون بالثّقلين الّذين امروا بالتمسّك بهما كتاب اللّه و عترته أهل بيته الّذين أذهب اللّه عنهم الرجس و طهّرهم تطهيرا »
يعنى : « گفتم به حضرت جعفر بن محمّد عليه السّلام كه : كيست آل محمّد ؟ گفت : ذرّيهء او ، گفتم : كيست اهل بيت او ؟ فرمود كه : آن امامان كه اوصيايند ، پس گفتم : كيست امّت او ؟ فرمود كه : مؤمنان ، آن كسانىاند كه تصديق نمودهاند به آنچه آمده است از نزد اللّه تعالى ؛ و متمسّكند به ثقلين ( يعنى : به دو امر بزرگ ) و مأمورند به چنگ در زدن به آن دو امر بزرگ ، كه يكى كتاب خداست و ديگرى عترت پيغمبر ( يعنى : اهل بيت آن سرور ) ، كه برده است خداى تعالى از ايشان رجس را و پاك گردانيده است ايشان را پاك گردانيدنى » .
مدّعاى آن بدبخت ( يعنى : ابو مسلم ) از پنهان داشتن مذهب ، آن بود كه بنى عبّاس از تعرّض بنى اميّه ايمن باشند ، امّا چون روز عيد رسيد ، ابو مسلم گفت : تا سليمان كثير بر خلاف بنى اميّه خطبه خواند ، آنگاه مردمان را طعام داده ، به بيعت تكليف نمود ، جمعى كثير از اهل مرو به او بيعت كردند ، اين خبر به نصر رسيد ، ليكن چون به جنگ جديع گرفتار بود ، پرواى ابو مسلم نداشت ؛ و بعد از خروج به هشت ماه چون معلوم ابو مسلم شد كه متابعان بنى عبّاس بعضى از بلاد خراسان و خوارزم را
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: مير لوحى
ص٢١٥